مثال زيباي مرحوم حاج اسماعيل دولابي درخصوص انتظار فرج (داستان جالب کودکان)

http://s-haghighat.ir/images_upload//Haji5.jpg

مرحوم حاج اسماعيل دولابي از علماي برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثيل زيبائي دارند که نقل آن آموزنده است.

آن مرحوم مي فرمايند:پدري چهار تا بچه را گذاشت توي اتاق و گفت اين‌جا‌ را مرتب کنيد تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه مي‌کرد مي‌ديد کي چه کار مي‌کند، مي‌نوشت توي يک کاغذي که بعد حساب و کتاب کند...

يکي از بچه‌ها که گيج بود، حرف پدر يادش رفت. سرش گرم شد به بازي. يادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنيد

يکي از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ريختن و داد و فرياد که من نمي‌گذارم کسي اين‌جا را مرتب کند

يکي که خنگ بود، ترسيد. نشست وسط و شروع کرد گريه و جيغ و داد که آقا بيا، بيا ببين اين نمي‌گذارد، مرتب کنيم

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را ديد از پشت پرده. تند و تند مرتب مي‌کرد همه‌جا را
مي‌دانست آقاش دارد توي کاغذ مي‌نويسد

هي نگاه مي‌کرد سمت پرده و مي‌خنديد. دلش هم تنگ نمي‌شد. مي‌دانست که آقاش همين ‌جاست
توي دلش هم گاهي مي‌گفت اگر يک دقيقه دير‌تر بيايد باز من کارهاي بهتر مي‌کنم
آن بچه‌ شرور همه جا را هي مي‌ريخت به هم، هي مي‌ديد اين خوشحال است، ناراحت نمي‌شود
وقتي همه جا را ريخت به هم، آن وقت آقا آمد

ما که خنگ بوديم، گريه و زاري کرده بوديم، چيزي گيرمان نيامد. او که زرنگ بود و خنديده بود، کلي چيز گيرش آمد

زرنگ باش. خنگ نباش. گيج نباش شرور که نيستي الحمدلله. گيج و خنگ هم نباش
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببين و کار خوب کن خانه را مرتب کن، تا آقا بيايد

لینک ثابت
بدینوسیله به اطلاع عموم مردم شریف ولایتمدار ایران اسلامی خصوصا مردم با ایمان و مقاوم و دین‌مدار و شریف می‌رساند که نماز عید سعید فطر با حضور میلیونی و خیره کننده شما متدینین به امامت ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله العالی در دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف آن، پس از رویت شرعی هلال ماه شوال، برگزار خواهد شد.

ستاد نماز جمعه تهران و ستاد برگزاری نماز عید فطر به مناسبت این عید سعید و اقامه نماز عید به امامت ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اطلاعیه‌ای منتشر کرد.


به گزارش مهر، متن این اطلاعیه به این شرح است: مردم موحد و با ایمان، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات خالصانه شما امت خداجوی در ماه پرفضیلت رمضان و یکماه روزه داری و شب زنده‌داری و راز و نیاز در شب‌های پر ارزش قدر و اینکه نماز عید فطر تکمیل کننده ماه خدا می‌باشد، بدینوسیله به اطلاع عموم مردم شریف ولایتمدار ایران اسلامی خصوصا مردم با ایمان و مقاوم و دین‌مدار و شریف می‌رساند که نماز عید سعید فطر با حضور میلیونی و خیره کننده شما متدینین به امامت ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای مدظله العالی در دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف آن، پس از رویت شرعی هلال ماه شوال، برگزار خواهد شد.

 مکان اقامه نماز بعد از نماز صبح روز عید سعید فطر آماده پذیرش نمازگزاران عزیز می‌باشد و کلیه تمهیدات لازم جهت حمل و نقل نمازگزاران از تمامی مساجد و میادین اصلی و ایستگاه‌های مترو مهیا می‌باشد.

 شکوه و عظمت این همایش عظیم برگ زرین و نورانی دیگری در حافظه تاریخ پرافتخار ملت بزرگ ایران اسلامی را رقم خواهد زد. عزتتان مستدام و طاعتتان مقبول درگاه احدیت.

در این اطلاعیه همچنین برنامه مراسم نماز عید فطر به این شرح اعلام شده است: تلاوت کلام‌الله مجید ساعت ‌7:10 ، همخوانی گروه تواشیح 7:30 ، مناجات ‌ 7:40 ، اقامه نماز عید سعید فطر و ایراد خطبه توسط مقام معظم رهبری 8:15 .
----------------------
خلاصه ای از مراسم عید سعید فطر سال 1389 به امامت رهبر انقلاب

خطبه های نماز عید سعید فطر

برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید :



برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید :






اقامه نماز عید سعید فطر
- 00:23:06
به كمك سیل زدگان پاكستان بشتابید - 00:05:14

لینک ثابت

بسم الله الرحمن الرحیم

نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون

شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون

از افق، رخ پی اهل نظر آورده برون

بوالحسن را حسنی داده خداوند و حسن

چون نبی معجز شق القمر آورده برون

آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیم

می‌آیی از آبی‌ترین کرانه‌های نور؛ تا سخاوت دریایی تو عرصه‌ای باشد برای طلوع دومین خورشید امامت در تیرگی زمین. کریم اهل بیت، ‌ای باغبان نور!

یا کریم اهل بیت! تو آن آیه‌ای که از سوره کوثر نازل می‌شوی تا منجی روز محشر باشی. تو آمدی و پرده‌های شب را کنار زدی تا در زلالی سینه‌ات، پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.

ای امام غربت! آن‌که از آبروی تو وساطت می‌طلبد، تشنه باران هدایت توست و آن‌که حاجت را بهانه کرده، تشنه رفاقت با تو. به حق شادی میلادت، قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛ که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی‌ات بی‌مرهم نمی‌ماند؛ یا کریم اهل هدایت!

فرا رسیدن ١٥ رمضان سالروز میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ، کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام را به محضر امام عصر حضرت حجة ابن الحسن عسکری علیه آلاف التحیة و السلام و عموم شیعیان جهان تبریک عرض مینماییم .

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)


گالری تصاویر :: کارت پستال ولادت امام حسن علیه السلام


گالری تصاویر :: مجموعه تصاویر از قبرستان بقیع


متن زیارتنامه امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه صوت


متن زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام) به همراه صوت


مولودي ولادت امام حسن مجتبي عليه السلام


پیامک به مناسبت ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)


روایت های شنیدنی از سخنرانان برجسته


صلوات مخصوص امام حسن مجتبي عليه السلام


ارسال كارت پستال (ميلاد امام حسن مجتبي عليه السلام)

لینک ثابت
گفتاري از آيت الله مجتبي تهراني پيرامون دعا

ماه رمضان، ماه سخن گفتن عبد با ربّ

رمضان 1433

در يك روايت هست كه زين العابدين (صلوات الله عليه)در اين ماه سخن كه مي گفت، سخن او يا آيات الهي بود و يا دعا. اين ها همه گوياي اين معنا است كه خودِ اين تكرار كلام ربّ لذت بخش است.
در اين ماه ديگر هيچ حجابي نيست. يعني از ناحيه خداوند نسبت به بندگانش هيچ حجابي نيست. هيچ دري بسته نيست؛ اصلاً و ابداً. تمام درب ها باز است. اگر بخواهيم اين را تنزّل بدهيم بايد بگوييم، هر تقاضايي -اگر متناسب با دربي از درب هاي رحمت الهي باشد اين تقاضا به ربّ مي رسد؛ هر تقاضايي! چه مادي و چه معنوي.

"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْك "[1]
خدايا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدايم را بشنو هنگامي كه تو را صدا مي زنم؛ به دعايم گوش فرا ده، آن هنگام كه تو را مي خوانم و رو به من فرما در آن زمان كه با تو نجوا مي كنم. همانا من به سوي تو فرار كرده ام و در مقابل تو ايستاده-ام.

ماه رمضان، ماه سخن گفتن ربّ با عبد
-------------------------------------------
به عنوان جلسه اول، دوباره ذهن هاي دوستان را متوجه دو مطلب مي كنم. اوّل، اين معنا كه ماه مبارك رمضان به حسب آنچه كه اهل معرفت مي گويند، ماه سلوك إلي‌الله‌تعالي و دار ضيافت‌الله است. طبق آنچه كه ما در معارفمان داريم، مطلب اين است كه اين ماه، ماهي است كه ربّ با عبدش سخن گفته است. به حسب روايتي كه من سابقاً از امام صادق(عليه السلام) نقل كردم، كتب آسمانيه از تورات و انجيل و زبور تا قرآن، همه در ماه مبارك رمضان به پيامبران الهي نازل شده است. يعني اين ماه، ماهي است كه خداوند با بندگانش سخن گفته است و آن ها را مورد خطاب قرار داده و مورد عنايت خاصّه خودش قرار داده است.

ماه رمضان؛ بهار قرآن
-----------------------
لذا ما در روايات بسيار داريم كه در ماه مبارك رمضان، به قرائت قرآن سفارش شده است. حالا جهت آن را بعداً عرض مي كنم.[2] ما در رواياتمان نسبت به اين موضوع، تعبيرات مختلفي داريم. اين روايت از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است و معروف است: "لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ رَبِيعٌ وَ رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَان "[3] هرچيزي بهاري دارد و بهار قرآن ماه مبارك رمضان است. يا روايتي كه از امام صادق(عليه السلام) است كه راجع به ماه ها حضرت مي فرمايد: "فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ " تا به اين جمله مي رسد: "فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآنِ "[4] تو به اين ماه با قرآن رو بياور! حالا من عرض خواهم كرد كه منظور چيست. يا در آن خطبه معروفي كه از پيغمبر اكرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) نقل شده است، حضرت فرمود: "أَيهَا النّاس... إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَة " تا اينجا "وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُور ".[5] اين تعبير هست كه اگر كسي يك آيه از قرآن را در اين ماه تلاوت كند، اجر او مثل اين است كه در ماه هاي ديگر يك ختم قرآن كرده باشد. اين اجرِ خيلي زيادي است.

ختم قرآن؛ سنت ائمه: در ماه مبارك رمضان
-----------------------------------------------
يك روايت در وسائل از مُقنع مفيد(رضوان الله عليه) نقل شده كه در آن آمده حضرات ائمه در ماه مبارك رمضان ده ختم قرآن مي‌كردند. يعني هر سه روز، يك ختم قرآن. روايتي است كه محدث قمي از مرحوم مجلسي(رضوان الله عليه) نقل مي‌كند كه در يك حديث هست كه بعضي از ائمه(عليهم السلام) در ماه مبارك رمضان، چهل ختم قرآن مي كردند و اگر هر ختم قرآن را ثوابش را به روح مقدس يكي از چهارده معصوم(عليهم السلام) هديه كند، ثوابش مضاعف مي‌شود. در آن روايت دارد كه هر ختم قرآني كه مي كردند، ثوابش را به يكي از معصومين(عليهم السلام) هديه مي كردند. اين ها يعني چه؟

چرا تلاوت فراوان؟
---------------------
حالا جهت اين بود كه اثر اين كارها در قيامت اين است كه همنشين با قرآن مي شوند. مي خواستم اين را عرض كنم كه در روايت دارد اجر چنين كسي آن است كه در روز قيامت با ائمه(عليهم السلام) باشد. اين همه سفارش كه مي كنند كه در ماه مبارك رمضان هرچه مي توانيد قرآن تلاوت كنيد، براي اين است. من اشارتاً عرض كنم كه -قبلاً هم روي آن تأكيد كردم كه- اهل معرفت مي گويند قرآن كلامي است كه از مصدر وحي براي بندگان صادر شده و نزول پيدا كرده است. تلاوت قرآن، يادآور اين معنا است كه در اين ماه، خدا بندگان را مخاطب قرار داده است و اين معارف را به وسيله انبيائش براي آن ها فرستاده است.

"أَيهَا النّاس "، "أَيهَا المُؤمِنون "، اين خطاب هاي قرآني يك افتخار براي بندگان است. مايه افتخار و مباهات است. قرآن خواندن در اين ماه به اين معنا است كه براي انسان يادآور اين نكته است كه در اين ماه من مورد عنايت الهي قرار گرفته‌ام و او به وسيله انبيائش مرا مخاطب قرار داده است و من را به حساب آورده و مرا از بقيه حيوانات جدا كرده و اين معارف را براي من فرستاده است. خودِ اين لذت بخش است! اين كه ائمه(عليهم السلام) در اين ماه ده ختم يا چهل ختم قرآن مي-كردند و حتي بعضي از روايات را كه من ديده‌ام اصلاً رقم هم نمي گذارد، براي اين مطلب است.

لذّت تكرار خطاب محبوب
----------------------------
در يك روايت هست كه زين العابدين (صلوات الله عليه)در اين ماه سخن كه مي گفت، سخن او يا آيات الهي بود و يا دعا. اين ها همه گوياي اين معنا است كه خودِ اين تكرار كلام ربّ لذت بخش است. يعني اگر يك رابطه محبت، بين مُحبّ و محبوب باشد، اقتضايش اين است كه انسان سخن محبوبش را يادآوري كند. چقدر هم لذت مي برد كه محبوب اين سخنان را به من گفته است! اگر مُحبّ، مُحبّ واقعي باشد سخن محبوب براي او لذت بخش است و تكرار آن به او جلا مي‌بخشد و به روحش صفا مي‌بخشد. لذا ما در روايات مي بينيم كه اينطور سفارش شده است كه قرآن نازل را تلاوت كنيد.

ماه رمضان، ماه سخن گفتن عبد با ربّ
--------------------------------------------
در گذشته من اين را عرض كردم كه اهل معرفت از دعا به "قرآن صاعد " تعبير مي كنند. يعني محبوب و مولا، اجازه فرموده است كه بنده در اين ماه از هر دري با او سخن بگويد. اين مطلب در روايات ما هست و تأكيد هم شده كه خدا به من اجازه داده است كه در اين ماه با او حرف بزنم.[6] به تعبير ديگر اين ماه، ماه سخن گفتن بين "محبوب و مُحبّ " و "مُحبّ و محبوب " است؛ ماه گفتگوي "ربّ با عبد " و "عبد با ربّ " است. از طرفي ماه سخنان ربّ را تكرار كردن و لذت-بردن است و از طرف ديگر ماهي است كه عبد سخنانش را با ربّش مي‌گويد.[7]

هر چه مي خواهي درخواست كن!
---------------------------------------
اين تعبيراتي كه ما در رواياتمان نسبت به ماه مبارك رمضان داريم كه از امام صادق(عليه السلام) منقول است كه علي(عليه السلام) فرمود: "عَلَيْكُمْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِكَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاء "[8] يعني هيچ كدام از خواسته هايت را كنار نگذار! هر خواسته‌اي داري بگو! معناي "كثرت " اين است؛ چه مادي، چه معنوي، اين خواسته‌ها را با خدا در ميان بگذار و از او تقاضا كن.

ماه باز شدن درب هاي آسمان
----------------------------------
اين مطلب يك سرّي دارد كه من نمي خواهم وارد آن مسائل شوم كه مسائل پيچيده اي است.[9] اما ما نسبت به ماه مبارك رمضان اين را داريم كه "إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ "؛[10] تمام درب هاي آسمان، از شب اول ماه رمضان تا آخرين شب باز شده است. در روايت "درب ها " دارد. اين تعبير "ابواب " كه در اينجا هست، اين يعني چه؟

روايت از علي(عليه السلام) دارد: "أَلَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ مُفَتَّحَةٌ مِنْ أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْه‏ "؛[11] من اين روايت را قبلاً نخوانده بودم. آگاه باشيد كه درب هاآسمان -تعبير به "ابواب " مي كند- از شب اول ماه مبارك رمضان باز است. فقط به يك نكته‌اش اشاره كنم؛ يعني تمام حُجُب از ناحيه ربّ، برداشته شده است. در اين ماه ديگر هيچ حجابي نيست. يعني از ناحيه خداوند نسبت به بندگانش هيچ حجابي نيست. هيچ دري بسته نيست؛ اصلاً و ابداً. تمام درب ها باز است. اگر بخواهيم اين را تنزّل بدهيم بايد بگوييم، هر تقاضايي -اگر متناسب با دربي از درب هاي رحمت الهي باشد- اين تقاضا به ربّ مي رسد؛ هر تقاضايي! چه مادي و چه معنوي به ربّ مي رسد و به هيچ مانعي از آن ناحيه برخورد نمي كند. چون ابواب سماء باز است.

خود خدا همه دعاها را مي شنود!
----------------------------------------
نتيجه آن چيست؟ نتيجه آن اين است كه اين تقاضاها در اين ماه بي جواب نمي ماند. به تعبير روز هيچ دعايي به بايگاني نمي رود! بلكه مستقيم به دست خودش مي رسد؛ مستقيم خودش مي شنود. به اين جملات مناجات علي(عليه السلام) كه من اين چند سال اول بحثم مي خوانم و در روايت دارد كه همه ائمه(عليه السلام) اين مناجات را مي‌خواندند، دقت كنيد: "وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ‏ " خطاب به خودِ خدا مي كند. هيچ كدام از اين تقاضاها بدون جواب نمي ماند.

به همه دعاها پاسخ مثبت داده مي شود!
----------------------------------------------
لذا ما در روايت از پيغمبر اكرم(صلّي الله عليه و آله وسلّم) داريم كه حضرت فرمود: "وَ دُعائُكُم فيهِ مُستَجاب "[12] يعني دعاي شما در ماه مبارك رمضان بي جواب نمي ماند. اين دعاها مستجاب است و بي جواب نمي ماند. اما جواب چيست ؟ آن‌وقت علي(عليه السلام) مي گويد: "أَلَا وَ الدُّعَاءُ فِيهِ مَقْبُولٌ "[13] جواب ها همه مثبت است. هيچ جواب منفي در كار نيست. هيچ دعايي جواب منفي ندارد. لذا اين كه من بحثم را متمركز كردم روي دعا و تقسيماتي كه قبلاً ذكر نكردم، به اين دليل است كه اين مطالب را تكميل كنم.

رحمت بي كران خداوند در اين ماه
--------------------------------------
اما يك روايت بخوانم و آن روايت اين است كه در هر روز از ماه مبارك رمضان هنگام افطار خداوند هزار هزار نفر را از آتش نجات مي دهد و شب جمعه و روز جمعه ماه مبارك رمضان "در هر ساعت " اين كار را مي كند. يعني هر ساعت شب جمعه و هر ساعت روز جمعه، هزار هزار نفر را از آتش نجات مي دهد. بعد در روايت دارد آن كساني را آزاد مي كند كه مستحق عذاب هستند. اين ماه، يك چنين ماهي است.


______________________________________________________
پي نوشت

[1]. بحارالأنوار 91 96
[2]. من جلسات گذشته، در اين سنوات به اين روايات كه الآن مي خوانم، چندان اشاره اي نداشتم. ولي اين ها را امشب عرض مي كنم. چون ذيل آن مي خواهم مطلبي را عرض كنم كه قبلاً نگفته بودم.
[3]. الكافي 2 630
[4]. وسائل‏الشيعة 10 305
[5]. وسائل‏الشيعة 10 313
[6]. كه بعد ـ انشاء الله ـ من وارد مي شوم؛ جهت مأثوره و غيرمأثوره اش را هم داريم؛
[7]. من سال گذشته دعاهاي غيرمأثور را بحث كردم. مولا به او اجازه داده آنچه را كه از امور مادي و معنوي از مولايش تقاضا دارد، البته با آن آداب و شروطي كه من گذشته گفتم، اين ها را مطرح كند.
[8] . الكافي 4 88
[9]. من اين را گذشته هم مطرح كرده بودم آن هايي كه اهل آن هستند مراجعه كنند به روايات
[10]. مستدرك‏الوسائل 7 421
[11]. وسائل‏الشيعة 10 304
[12]. فضائل‏الأشهرالثلاثة 77
[13]. وسائل‏الشيعة 10 304

منبع : پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله مجتبي تهراني

لینک ثابت
شعر رهبر انقلاب تقدیم به امام زمان (عج)

دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است

جان را هواي از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است

دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم
باري علاج شكر گريبان دريدن است

شامم سيه تر است ز گيسوي سركشت
خورشيد من برآي كه وقت دميدن است

سوي تو اين خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است

بگرفت آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل دراين چمن كه سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمي كنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا

روزي (امين) سزا لب حسرت گزيدن است

لینک ثابت
امام زمان (عليه السلام)


امام زمان (عليه السلام)

مقاله ها مقاله ها

زندگینامه زندگانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ویژگی‌های حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف راز طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ازدواج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

اثبات غیبت وظایف منتظران علامت های ظهور حکومت مهدوی اصحاب مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف وظایف منتظران در عصر غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادیان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف درادب فارسی

جهان تو را می خواهد ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قیامت امامت، غیبت، ظهور ! عدالت و قاطعیت در وقت ظهور درنگی در روایات قتلهای آغازین دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
کتابخانه کتابخانه

ادامه کتابها
موبایل اسلامی
کتابخانه صوتی
کتابخانه صوتی

مناسبت ها مناسبت ها

گالری تصویر گالری تصوير
أدعیه وزیارت ها
أدعيه وزيارت ها
پخش مستقیم از مسجد سهله (کوفه)

لینک ثابت

کتابخانه کتابخانه

مقاله ها مقاله ها


پیامک ها اسمس




مناسبت ها امام حسین (ع)

گالری عکس گالری عکس

لینک ثابت
در روزگاراني كه نهال نوپاي انقلاب اسلامي با انفاس قدسيه امام راحل به بار نشسته و در حال ثمر دادن بود دست دژخيماني استعمار جهانخوار به يك باره از آستين بيرون آمده و 72 تن از بهترين فرزندان ملت را شهيد و ملت و امتي را از داشتن آنها محروم كرد. واقعه اي كه در همان سال بزرگاني چون شهيد رجايي و باهنر را نيز از دامان پر مهر مردم انقلابي و غيور ايران ربوده و به خيل شهداي 72 تن انقلاب رساند.


به گزارش بولتن، هر چند در طي اين سال ها مطالب و موارد بسياري درباره اين فاجعه عظيم بر زبان رانده و منتشر شده است اما شايد هيچ سند و مكتوبي به مانند دست نوشته هاي يكي از شهداي والا مقام انقلاب اسلامي درباره اين واقعه اثر گذار و جان گداز نباشد. دست نوشته اي كه در آن سردار شهيد رسول حيدري كه قريب به يك دهه بعد از حادثه هفتم تير 1360 و در حالي كه فرماندهي نيروهاي ايراني اعزامي به بوسني را براي حمايت از مردم بي گناه و مسلمان اين كشور بر عهده داشت توسط عوامل دژخيمان استعمار كه اين بار از آستين صرب ها به بيرون آمده بود به شهادت رسيد، شرح ماوقع را كه خود مشاهده كرده به رشته تحرير در آورده است.

شهيد حيدري را بايستي از نهال هاي پربركتي دانست كه به بركت انقلاب اسلامي تنومند شده و در نهايت با نثار خونشان هزاران نهال انقلابي و مومن را به ثمر نشاندند.

در اين دستنوشته، شهيد حيدري كه بنا بر مسئوليت محوله دقايقي پس از حادثه به محل انفجار حزب جمهوري اسلامي اعزام شده بود در عين اينكه به ثبت و ضبط اسامي شهدا و حادثه ديدگان پرداخته است منويات قلبي خود و عمق فاجعه را در برگه گزارش خود نيز به يادگار گذاشته است.


يادگاري كه مرور و تعمق در آن نشان مي دهد در آن روزگار تحمل چنين مصيبتي تا چه اندازه در جان و روان نيروهاي فدايي امام و انقلاب سخت و دردناك بوده است.


نكته حائز اهميت اينكه در آن روزگاران به دليل هجمه هاي صورت گرفته عليه شهيد مظلوم دكتر بهشتي كمتر كسي تا مدتها به عمق اين فاجعه و غم فقدان شهيد بهشتي باور كرده و آن را به تمام معني درك مي كرد اما سردار شهيد حيدري كه در زمره نخبه ترين نيروهاي انقلابي و ارزشي قرار داشت با درايت و ظرافتي مثال زدني با جمله اي اين چنين كه «خون 70 تن از ياران حسين زمان» ميزان درك و شناخت خود از شخصيت آيت الله بهشتي و نزديكي وي به امام راحل را بيان مي كند.


شايان ذكر است كه نزديكي زمان تهيه اين نوشته و درج اسامي شهدا با زمان وقوع انفجار و شهادت شهيد بهشتي و 72 تن از ياران باوفايش آنقدر نزديك بوده كه در اين نوشته تعداد شهدا تا بدان لحظه 70 نفر ذكر مي شود. عددي كه بعدها مشخص شد تعداد شهيدان بيشتر از اين بوده است.

متن دست نوشته سردار شهيد حيدري:

«ننگتان باد ای قابیلیان تاریخ ای جلادان بی شرم  بنگرید بنگرید ببینید که چه کرده اید چه انسانهایی را به خاک انداخته اید پست هستید منطقتان فقط با اعمال چنگیزو یوسف سقفی قابل مقایسه است ، ای روبه صفتان زشتخو ما هم می دانیم ، می دانیم همین بلا را هم بر سرتان بیاوریم . انقلاب عزیزمان کشتن را هم به ما آموخته ، تبرد را هم به ما آموخته ولی اماممان امام عزیزمان مهارمان را کشیده است او نمی گذارد خاصیت امام بودنش همین است او صبر دارد و صبور است ولی می دانید اگر احساس تکلیف بکند چه می شود ملت آری همین خلق شما سوراخ خریدهای بی شرم را در چنگالش نابود می کند همانطور که تاکنون نابود کرده است مگر قدرت شیطانی شما از ان لعنتی محمد رضا بیشتر است یا از آن مزدور پست آمریکا (عراق) . چه فکر کرده اید نابودتان می کنیم اگر الان مسئله جنگ نبود می دانستید که چه بر سرتان می آوردیم ولی حیف که باید لوله های سلاحمان روبه بیرون باشد ولی خونهایمان شما را راحت نخواهد گذاشت ، دیدید چمران ، خون چمران چه بلایی برسرتان آورد و مطمئن باشید خون این 70تن ازیاران حسین زمان شما را که هیچ آمریکا را رها نخواهد کرد و تا نابودی کلیه مستکبرین جهان و به حاکمیت رسیدن مستضعفین و ظهور مهدی این خون جوشش خواهد داشت انقدر که همه قدرتهای پوشالی را نابود کند:

مرگ بر آمریکا دشمن شماره یک مستضعفین

مرگ بر تمامی ایادی داخلی و خارجی آمریکا»










لینک ثابت


کتابخانه کتابخانه

مقاله ها مقاله ها


احادیث امام کاظم (ع) امام موسی کاظم

متن های ادبی متن های ادبی


موبایل اسلامی موبایل اسلامی

روایت های شنیدنی
کتابخانه صوتی گالری صوتی

مداحی

گالری عکس گالری تصاویر

پخش مستقیم پخش زنده



مناسبت ها امام موسی کاظم

ادعیه و زیارات ادعیه و زیارت ها

لینک ثابت

شعر مذهبی بهترین شكرانه‌ی قریحه شاعری است

گزارشی از دیدار شعرای حوزه شعر مذهبی و آئینی با رهبر انقلاب
مهدی قزلی
كمتر پیش آمده كه دیرتر از رهبر برسیم به جلسه‌ها و این‌بار جزو همان كمترها بود. وقتی رسیدیم قاری چشم‌هایش را بسته بود و با احساس و در اوج داشت قرآن می‌خواند. چه نفس گرمی هم داشت. رهبر نشسته بود و یك طرفش آقای حدادعادل و بعد وزیر ارشاد آقای حسینی و بعد آقای خاموشی رییس سازمان تبلیغات و بعد محسن مومنی رییس حوزه هنری. طرف دیگر رهبر روحانی نام‌آشنای شعر و شاعری یعنی آقای زمانی نشسته بود كه مسوولیت چرخاندن جلسه را داشت. بعد از او آقای حسان، پیر شعر آئینی نشسته بود، كنار حسان حمید برقعی شاعر جوان قمی و بعد از او حاج منصور ارضی و كنار ارضی هم حاج غلامرضا سازگار. ما هم كه طبق معمول ته سالن جایمان بود و باید گردن می‌كشیدیم تا ببینیم بین شعرا و رهبر چه اتفاق‌هایی می‌افتد. البته از قبل برای‌مان معلوم بود امروز روز شعرهای علوی‌ست. داشتم جاگیر می‌شدم كه قاری صدق‌الله گفت و بعد رفت پیش رهبر. رهبر آفرین از زبانش نمی‌افتاد از قرائت قاری حسابی سرذوق آمده بود. اسمش را پرسید و فهمید و فهمیدیم كه نام قاری رحیمی است. توجه ویژه رهبر به قاریان موضوع مهمی است. هیچ برنامه‌ای نیست كه تلاوت داشته باشد و رهبر به قاری توجه ویژه نكند و از او سوالاتی نپرسد.
هنوز خوش و بش رهبر با رحیمی تمام نشده بود كه «زمانی» جلسه را رسما شروع كرد:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_4512722.jpg
عمریست حلقه در میخانه‌ایم ما
در حلقه تصرف پیمانه‌ایم ما

«زمانی» شعر را خواند و تذكر داد به همه كه هدف جلسه شنیدن رهنمودهای رهبر انقلاب است و اگر هم شعری خوانده می‌شود برای این است كه گزارشی عملی به ایشان داده شود از وضعیت شعر آئینی. «زمانی» كه تجربه‌ی ‌شركت در جلسات نیمه رمضان شاعران با رهبر را داشت خوب می‌دانست كه هرچند جلسه 2-3 ساعت طول می‌كشد ولی حتما كسانی باقی خواهند ماند كه نمی‌توانند شعرشان را بخوانند و این‌چنین، همان اول جلسه داشت با جماعت اتمام حجت می‌كرد كه كسی ناراحت نشود.
 
بعد از این صحبت‌ها، اولین نفری كه معرفی شد برای خواندن شعر استاد مجاهدی بود. مجاهدی موی سر و رو سپید كرده بود و وقتی «زمانی» داشت معرفی‌اش می‌كرد، ایستاده بود منتظر تا شعرش را بخواند. وقتی حرف‌های «زمانی» تمام شد، رهبر گفت: شما چرا نشسته نمی‌خوانید؟‌ مجاهدی هم قبول كرد و سرجایش نشست. مجاهدی قبل از خواندن شعر گفت دست خالی آمده تا با گوش دادن به حرف‌های رهبر در  تعیین حدود و ثغور شعر آئینی دستِ پر از جلسه برود و در واقع ادب كرد در برابر رهبر. مجاهدی غزلی كوتاه خواند و گفت كوتاه‌تر از این نداشتم:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0112722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
دلی كه خانه مولا شود حرم گردد
كز احترام علی كعبه محترم گردد

شعرش كه تمام شد، رهبر گفت: طیب‌الله انفاسكم، خوش لفظ و خوش مضمون. بعد از كمی سكوت ادامه داد: آقای مجاهدی یادتونه اون انجمن ادبی دبیرستان را؟ مجاهدی گفت: بله سال 37-38-39 بود كه خدمت‌تان می‌رسیدیم اونجا و نظرات صریح حضرت عالی درباره شعر دوستان هنوز زبانزد است. رهبر لبخند زد و گفت چند سال پیش می‌شد؟ مجاهدی جواب داد حدود 50 سال و 50 سال را هم زبانش گفت و هم موی سپید سر و رویش.

نفر بعدی‌ای كه «زمانی» دعوت كرد شعر بخواند غلامرضا سازگار بود كه به سبك مداح‌های قدیمی عبایی هم به دوش داشت. سازگار اجازه گرفت و قبل از شعرخوانی آرزو كرد این اولین جلسه، آخرین جلسه نباشد و هرسال تكرار شود و اینكه نماز ظهر را به امامت رهبر بخوانند. بعد هم بخشی از قصیده پند و اندرزش را خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0212722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
به خود آی ای دل یك لحظه خدا را
بكش دیو نفس و بیفكن هوی را

سازگار شعرش را خواند و حاج منصور كنارش یك بندِ تسبیح ذكر گفت.

بعد از سازگار، «زمانی» حبیب‌الله چایچیان (حسان) را معرفی كرد و از تلمذ او گفت در برابر علامه امینی و اینكه در كنار قبر علامه امینی در نجف شعری هست كه سروده چایچیان در مدح علامه است. حسان كه پیرمردی تكیده و كوتاه‌قامت بود با آرامش بسم‌الله گفت و گفت كه شعری كوتاه انتخاب كرده و از این كوتاه‌تر كه دیگر شعر نیست و... رهبر خندید و با زیركی منظور حسان را فهمید و گفت: بله 40-50 بیت كه چیزی نیست! جمعیت همه خندیدند و حسان هم. او البته از تك و تا نیفتاد و از تجربه شاگردی‌اش پیش علامه امینی گفت. گفت علامه امینی گفته: اگر شاعری ادعا می‌كند شاعر آئینی است، باید برای تولد حضرت علی(ع) در خانه خدا مستقلا شعری داشته باشد.
چایچیان ادامه داد كه این چیزی كه می‌خوانم، بخشی از همان شعر مستقل من است:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0312722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
در قبلگه راز فرود آمد ماه
تا زادگه علی بود بیت‌الله
از كثرت اشتیاق دیوار شكافت
تا اینكه ره وصال گردد كوتاه

از آرامش حسان برنمی‌آمد شعرش را با چنان شوری بخواند. شعرش همان‌طور كه زمینه‌سازی كرده‌بود، بلند بود و طولانی. تازه تا آخر نخواند. فضایش كاملا سنتی بود. وسط شعر هم چند بار صلوات گرفت از جمع. شعر كه تمام شد رهبر گفت: طیب‌الله انفاسكم آقای حسان، آقای چایچیان. موفق و موید باشید خدا حفظ‌تان بكند.

«زمانی» از جمع اجازه گرفت تا برود سراغ جوان‌ها و محسن عرب‌خالقی را معرفی كرد. تجربه دیدار شاعران نشان داده بود كه شعر جوان‌ها از شعر پیش‌كسوت‌ها شنیدنی‌تر است. با همین امید سراپاگوش شدیم به شنیدن شعر عرب خالقی كه چند بند از یك مربع تركیب خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0412722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
دنیای بی امام به پایان رسیده است
از قلب كعبه قبله‌ ایمان رسیده است

شعر هرچه جلوتر می‌رفت، حضار بیشتر دقیق می‌شدند. رهبر هم كه بین شعرخواندن شعرای قبلی خیلی آرام آفرین می‌گفت، این بار بلندبلند می‌گفت و كم كم برای هر مصراع. رهبر گوش می‌كرد و انگشتری توی انگشت دست راستش را با دست چپ بازی می‌داد و می‌چرخاند.
شعر خوانی عرب‌خالقی كه تمام شد، رهبر گفت: بسیار خوب آفرین...؛ اون مصرعی كه كیمیا داشت را یك بار دیگر بخوانید. عرب خالقی خواند: خاك تو هر كسی كه نشد كیمیا نشد. رهبر گفت: توتیا مناسب‌تره به نظرم. چون كیمیا با خاك نسبتی نداره؛ البته اگر كلمه توتیا را دوست می‌دارید. عرب‌خالقی تشكر كرد و «زمانی» نفر بعد را معرفی كرد برای شعر خواندن؛ هادی جان‌فدا از كرج. جان فدا یك رباعی خواند و بعد شعر اصلی‌اش را برای حضرت علی اصغر:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0512722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
بگو كه یك شبه مردی شدی برای خودت
و ایستاده‌ای امروز روی پای خودت

چند بیت كه خواند شانه‌های بعضی از حضار آرام تكان خورد. جمعیت هیاتی بودند و رقیق‌القلب. چند بیت بعد صدای گریه هم آمد. صداها بلند شد وقتی جان‌فدا رسید به این‌جا:

كه شاید آخر سیر تكامل حلقت
سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت

یكی به جای عمویت كه از تو تشنه‌تر است
یكی به جای رباب  و یكی به جای خودت

جان فدا آخر شعر گفت: والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته. رهبر هم جواب داد: و علیكم السلام. طیب‌الله انفاسكم.

«جواد زمانی» گرداننده جلسه، سیدحمیدرضا برقعی را معرفی كرد به عنوان شاعر بعدی كه می‌خواهد در موضوع بیداری اسلامی، شعر بخواند. بین برقعی و «زمانی» فقط حسان نشسته بود و گه‌گاهی برقعی و «زمانی» از پشت سر یا جلوی روی حسان با هم حرفی كوتاه می‌زدند و هماهنگ می‌شدند. انگار كه برقعی در هماهنگی جلسه به «زمانی» كمك می‌كرد. برقعی هم اول كار شعرش را تقدیم كرد به مردم بحرین:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0612722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است
مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

برقعی را از جلسه شعرای سال گذشته به یاد دارم و اینكه رهبر به اسم كوچك می‌شناختش. در سفر رهبر به قم هم در جلسه جوانان با ایشان شعر خواند، محكم‌تر و با اعتماد به نفس بیشتر. امروز و در این جلسه انگار كه 50 سال شاعر باشد برقعی. حالا نه فقط درباره او ولی در پخته و خودباور شدن نسل جوان شعرای این دوره نقش رهبر غیرقابل انكار است.

رهبر -وقتی برقعی شعر می‌خواند- دست در ریش‌های سفیدش می‌كرد و گوش می‌داد. شعر برقعی هم شعر خوبی بود؛ مثل شعر بقیه جوان‌ترها. رهبر او را هم تشویق كرد و آقای زمانی نفر بعدی را مشخص كرد؛ حسین رستمی از شهریار و رستمی اجازه گرفت و شعر خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_7012722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
خانه‌های آن كسانی می‌خورد در، بیشتر
كه به سائل می‌دهند از هر چه بهتر، بیشتر

رستمی شعر می‌خواند و رهبر قافیه‌ها را حدس میزد و با ردیف، آرام هم‌خوانی می‌كرد با رستمی و گاهی آفرینی می‌گفت بعد از «بیشتر»‌های ردیف. قصیده‌ی رستمی امام رضایی بود و چه خوب بود. آدم را یاد دلتنگی‌اش می‌اندازد از دوری امام رضا(ع).
رهبر بعد از شعر گفت: زنده باشید، طیب‌الله انفاسكم، موفق باشید. خیلی باحال و خوش لفظ و خوش مضمون. آفرین.

«زمانی» برگشت سراغ پیش‌كسوت‌ها و این بار علی انسانی. انسانی هم تعارفی زد كه: بهتر بود جوان‌ها می‌خواندند. والبته چون می‌دانست تعارف آمد نیامد دارد، شعرش را شروع كرد:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_6812722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
قلم به دست گرفته‌ام كه ماجرا بنویسم
غریب‌وار پیامی به آشنا بنویسم

تصویر انسانی در ذهنم، مداح‌كسوتی است كه در زیرزمین خانه‌ی سیدمهدی شجاعی شعر محرم می‌خواند و مردم را می‌گریاند و البته خوب می‌خواند.

وسط شعر، انسانی یكدفعه گفت: ببخشید یك مصرع جاافتاده، بحر خراب شد و بعد مصرعش را خواند. رهبر دست به چانه داشت و بی‌اینكه برگردد و نگاه كند گفت: نه درست نشد. انسانی خندید و رهبر گفت: البته هرطور صلاح می‌دانید ولی وزن درست نیست. انسانی یكی دوبار آرام مصرعش را تكرار كرد بلكه درست بشود ولی نشد، مصرع را گذاشت و گذشت.

بعد از انسانی، سیدرضا مؤید خراسانی قرار شد شعر بخواند. مؤید شاعری قدیمی‌ست كه شعرش با انقلاب و دفاع مقدس عجین است. به سیاق مشهدی‌های امام رضایی، صلوات خاصه حضرت رضا(ع) را خواند و بعد مربع تركیب علوی‌اش را:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_7112722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
دانه اشكی چنان آیینه صافت می‌كند
سوز آهی محرم بزم عفافت می‌كند

در سلسله شعرخوانی پیش‌كسوت‌ها نوبت به ولی‌الله كلامی زنجانی رسید:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_7212722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
این سیزده رجب عجب محترم است
چون روز طلوع آفتاب كرم است

هرچند «زمانی» از كلامی خواست شعر تركی بخواند ولی كلامی با شعر فارسی شروع كرد ولی برای اینكه حرف «زمانی» هم زمین نماند شعر كوتاهی را هم در زبان تركی خواند.

بعد از كلامی نوبت به سعید حدادیان رسید كه نشسته بود بین علی انسانی و استاد مجاهدی. سعید حدادیان از قدیم در كار شعر بود. از حلقه دانشجویان شاعر مسجد دانشگاه تهران كلی آدم حسابی درآمد. همین‌طور از همایش سوختگان وصل كه درباره شیمیایی‌ها برگزار می‌شود. شعرهای او را از 7-8 سال قبل می‌شناختم. عاشقانه‌های بسیار زیبا و شعرهای آئینی عمیق.

حدادیان به سیاق مداحی‌هایش مقداری صحبت كرد در فضایل این جلسه و از استادان اجازه گرفت و از طرف خودش و جوان‌ها از همه تشكر كرد و البته از رهبر هم تشكر كرد و درخواست برگزاری چندباره جلسه؛ و بالاخره شعرش را خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_7312722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
روح پدرم شاد كه می‌گفت به من
خوش باد دمی كه دیده آید به سخن

چیزی كه نباید نادیده گرفت در این جلسه مدیریت خوب جواد زمانی بود. البته روحانی بودن ایشان و تفاوت آدم‌های شركت كننده هم بی‌اثر نبود. به هرحال با تسلط و كم‌حاشیه پیش می‌رفت آقای زمانی.
بعد از حدادیان احمد علوی از قم معرفی شد برای شعر خواندن. علوی اجازه گرفت و خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_7412722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند
این مِی‌ای كه در غدیر خم آماده‌ است، در جامتان مدام نخواهد ماند

رهبر یك بند آفرین گفت به شعری كه علوی خطاب به مردم زمانه امام علی(ع) خواند. علوی بین شعر خواندن احساساتی شد و به گریه افتاد. آخر كار هم رهبر گفتند: خیلی خوب بود. كار نو و شسته رفته‌ای بود. موفق باشید.

نفر بعدی، شاعری از اصفهان بود به نام قاسم صرافان. بعد از یك رباعی، بی‌مقدمه شروع كرد صرافان كه:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_5412722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
لب ما و قصه زلف تو چه توهمی چه حكایتی
تو و سر زدن به خیال ما چه ترحمی چه عنایتی

«زمانی»، بعد از صرافان، محمد صمیمی را معرفی كرد كه كار نوحه‌سازی را برای بعضی مداحان انجام می‌داد. از كسی شنیدم نوحه‌ساز محمود كریمی است. صمیمی اول كار خطاب به رهبر، راجع به نوحه حرف زد كه: با تكیه به رهنمودهای شما راجع به نوحه، دوستان افق‌های جدیدی را در سال‌های اخیر در آهنگ‌سازی بدست آوردند و آهنگِ نوحه‌ی خوب، از آهنگ گوش‌نواز، دارد تبدیل می‌شود به آهنگی كه در خدمت القای معانی شعر و سروده قرار دارد. بعد هم با صوت و آهنگ دو بند از نوحه حضرت عباس را خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_5512722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
توو آرزوی لب سقا شریعه در خروشه
هزار هزار چشمه خواهش زیر پاهاش می‌جوشه

رهبر بعد از نوحه صمیمی گفت: خوب است. ولی مضمون نوحه را باید ببرید به سمت مفاهیم آموزنده. البته من مخالف نیستم با این مضامین احساسی و تخیلات احساس‌برانگیز كه مصیبت را تشریح می‌كند؛ ولی حالا كه شما دارید در باب نوحه كار جدید می‌كنید و فكر می‌كنید، این را حتما در برنامه بگذارید كه مضمون نوحه، باید آموزنده باشد. كم هم نداریم مضامین آموزنده‌ای كه امروز مردم به آنها احتیاج دارند. این منافاتی هم با مصیبت‌خوانی و روضه‌خوانی ندارد. موفق باشید.

نفر بعد مرتضی حیدری آل‌كثیر بود؛ اهل شوش بود و عرب و قرار بود شعر عربی بخواند. وقتی با رهبر سلام و علیك كرد لحن عربی‌اش مشخص شد. با ادب تمام از حضاری كه نمی‌فهمیدند شعرش را عذرخواهی كرد و گفت شعر در قالب «ابوذیه» است. (وقتی این متن را می‌نوشتم اصلا نمی‌دانستم املای ابوذیه چطور است). حیدری توضیح داد كه عربی ِشعرش محلی است. «زمانی» وقتی شاعر، شروع كرد به خواندن، كاغذی به رهبر داد كه شعر و ترجمه‌اش در آن آمده بود. اولش پیش خودم فكر كردم كار خوبی نكرده‌اند كه متن عربی و ترجمه‌ی شعر را روی كاغذ به رهبری داده‌اند كه عربی را مثل فارسی حرف می‌زند؛ ولی زود متوجه شدم كه این عربی خیلی محلی است و فصیح نیست:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_5612722.jpg [متن كامل و ترجمه شعر این شاعر | صوت | فیلم]
نردلك حبه حبه انصوغ شعبان
وعلی وحشتنه ثغرغك دوم شعبان
یعادل كل فرحنه نصف شعبان
متی ننظر جمالك سطع ضیه؟

[ترجمه:دوباره دانه دانه برمی‌گردیم و شعوب (مردم تو) می‌شویم
چرا كه بر وحشت تاریكمان لبخند تو همیشه ساطع است
نیمه‌ی شعبان تمامی شادی ماست
بگو در كدام روز می بینیم كه زیبایی تو نورش را نمایان كرده است؟]


رهبر به نوشته‌های روی كاغذ نگاه كرد و وقتی سرش را بلند كرد، داشت با حیدری هم‌خوانی می‌كرد آرام. شعر كه تمام شد رهبر گفت: آفرین آفرین. از این ابوذیه‌های عربی ما خاطره‌های خوبی داریم با این آقایان عرب‌های خوزستانی در زندان در سال 42. آنها آنجا می‌خواندند. ابوذیه یك غالب ویژه شعر است با زبان محلی. سه مصرع با یك قافیه كه هركدام به یك معنا هستند هر چند در تكلم به یك شكل است. مانند شعبان در این شعر.

بعد رهبر بی‌مقدمه یك ابوذیه خواند (كه بعد از جلسه وقتی از آل‌كثیر پرسیدیم گفت یك ابوذیه عاشقانه بود) كه باعث بهت همه جلسه شد:


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_2012722.jpg [شعر قرائت شده توسط رهبر انقلاب | صوت | فیلم]
«إلبدر شع ابجبینك والله لیله
إلبرد بشفاك یدعج والله لیله
مضت لیله ابوصالك والله لیله
عثربیها الدهر واحواك لیه»


ابوذیه‌ی رهبر كه تمام شد، جمعیت صلواتی همراه با خنده فرستاد. خود آل‌كثیر هم به خنده افتاد از این همه عربی‌دانی رهبر.
«زمانی» هم تشكر كرد و گفت: خیلی ممنون لذت بردیم، بیشتر از شعرخوانی رهبر البته. و بعد از آقای رحمان نوازنی از كرج دعوت كرد شعرش را بخواند. نوازنی سلام كرد و رخصت گرفت و بعد از یك رباعی شعرش را خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_5712722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
قلبی شكست و دوروبرش را خدا گرفت
نقاره می‌زنند مریضی شفا گرفت

شعر درباره امام رضا بود. در یكی از بیت‌ها خواند:

پیغمبری رسید در این صحن غرق نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت

وقتی شعرش تمام شد، رهبر گفت: آفرین؛ ولی اون «پیغمبری» را یك كاریش بكنید. نمی‌دانم شما چه تأویلی دارید اما اینكه پیغمبر(ص) در رواق حضرت رضا(ع) غار حرا پیدا كند، كمی نامانوس است با فهم ما از مقام رفیع نبوت؛ این بزرگواران، همه امت و شاگردان پیغمبرند.

رهبر كه داشت این تذكر را به رحمان نوازنی می‌داد مسوولان اجرایی هم داشتند با ایما و اشاره و نشان دادن ساعت به «زمانی» می‌فهماندند كه جلسه را تمام كند.

«زمانی» بعد از تمام شدن حرف رهبر گفت وقت شعر خوانی تمام شده است ولی اگر اجازه باشد محمود كریمی شعرش را بخواند. رهبر نگاهی به كریمی كرد و گفت: بله بخوانند. بعد به امیری اسفندقه كه كنار كریمی نشسته بود هم اشاره كرد و ادامه داد: آقای امیری اسفندقه هم كنار ایشان نشستند؛ ایشان هم بخوانند.

محمود كریمی ولادت را تبریك گفت و خواست شعر كوتاهی بخواند. رهبر پرسید: شعر كیست كه می خوانید. كریمی جواب داد شعر خودم. رهبر سرتكان داد كه یعنی بخوان. كریمی خواست بخواند ولی متوجه نگاه سنگین و دقیق رهبر شد و گفت: آقا ما كوچیك شماییم. حضار لبخندی زدند و كریمی خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_5812722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم
در هرم نگاه تو فسردیم و نمردیم

بعد از او هم امیری اسفندقه ابیاتی درباره حضرت زینب خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_0712722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
حسین بود و تو بودی، تو خواهری كردی
حسینِ فاطمه را گرم، یاوری كردی
غریب تا كه نماند حسین بی عباس
به جای خواهری آنجا برادری كردی

بلافاصله بعد از اتمام شعر امیری، آقای زمانی گفت: به عنوان آخرین شعر آقای لطفی بخوانند تا از محضر رهبر انقلاب استفاده كنیم. لطفی هم غزل-مرثیه‌ای برای حضرت زهرا خواند:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_5912722.jpg [متن كامل شعر این شاعر | صوت | فیلم]
هوای دختركی را برادرش دارد
كه خیره‌خیره نگاهی به مادرش دارد...

بالاخره آخرین نفر هم شعرش را خواند و با طیب‌الله انفاسكم رهبر كار شعرخوانی به پایان رسید. حضار صلواتی فرستادند و روی صندلی‌های پلاستیكی جابجا شدند تا حرف‌های رهبر را گوش كنند.

رهبر گفتند كه از اشعار خوانده شده لذت بردند و دیدن استعدادهای جوان و قوی و غنی خوشحالش كرد و حرف جلسه شعرای سال قبل را تكرار كردند كه «رسیدن به یك دوره اوج شعری در آینده نزدیك» بود.

چند نكته هم به عنوان توصیه گفتند كه هرچند مبسوطش از تلویزیون پخش شد ولی خلاصه‌اش در این متن بی‌لطف نیست. ایشان شعر آئینی و شعر مذهبی را بهترین مسیر استفاده از قریحه شاعری معرفی كردند و بهترین محتواها را محتوای مذهبی دانستند. بخشی از غزل‌های حافظ، مثنوی مولوی، دیوان صائب، آثار سنایی و ناصرخسرو و بیدل و ... هم از آثار مدنظر در حوزه معرفت دینی و اخلاق است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_3912722.jpg [متن كامل بیانات رهبر انقلاب | صوت | فیلم]
ایشان به مداح‌ها اشعار خوب را توصیه كردند و گفتند استفاده از شعرهای خوب و سطح بالا ذائقه مردم را هم ارتقاء می‌دهد.

رهبر به منابع مناسب برای شعر آئینی اشاره كردند و با نام بردن از مناجات‌هایی مثل صحیفه سجادیه و دعای عرفه از شاعران دعوت كردند تا این آثار را مطالعه كنند. ایشان از مرحوم بهجتی اردكانی اسم برد كه روزگاری دعای ابوحمزه ثمالی را به شعر درآورده بود و با تاكید بر قوت جوانان شاعر امروز كشور ادامه دادند: من الان در این جوان‌ها قدرت و قریحه‌های شعری بزرگ‌تر از مرحوم بهجتی می‌بینم.

در ادامه معرفی منابع اصیل، از مداحان اهل بیت(ع) و شعرا خواستند به زیارت جامعه‌ی كبیره توجه كنند تا از افراط و تفریط دور شوند و در حوزه‌ی دین، خود قرآن و نهج‌البلاغه را فراموش نكنند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12722/A/13900325_3412722.jpg
بعد از چند توصیه فنی مثل مضمون‌یابی، تركیب‌سازی‌های جدید و درست‌گویی زبانی، به موضوع محیط‌های ادبی اشاره كردند و از شعرای آئینی خواستند با تمركز و متشكل ساختن مستمر حلقه‌های خود، از تاثیرپذیری از محیط‌های هنری و محافل ادبی آنچنانی بپرهیزند.

به عنوان نكته آخر هم به موضوعاتی اشاره كردند كه كمتر به آنها پرداخته می‌شود مثل جنگ و جهاد مقدس. به ظرفیت‌های جدی جهاد 8 ساله اشاره كردند و برای مثال جانبازانی كه هر از چند گاهی خبر شهید شدنشان شنیده می‌شود را مثال‌های خوبی برای كار كردن شمردند.
دست آخر هم گفتند: امروز روز خوبی بود برای من. بسیار لذت بردم و دعایتان می‌كنم.

حضار صلواتی فرستادند و از روی صندلی‌ها بلند شدند و به سمت صندلی رهبر آمدند. هر كس توی دستش كتاب و جزوه‌ای بود. بعضی هم كه موفق نشده بودند شعرشان را بخوانند، مكتوبش را به رهبر دادند. ازدحام شعرا دور صندلی رهبر برای دیده‌بوسی تا اذان ظهر ادامه پیدا كرد و نكته جالب در آن میان این بود كه رهبر ناگهان از صندلی بلند شد. اول همه فكر كردند ایشان می‌خواهد برود ولی معلوم شد می‌خواسته‌اند معلولی را كه نمی‌توانسته در آن ازدحام خم شود و دست رهبر را ببوسند، بغل كنند و پیشانی‌اش را ببوسند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12724/A/13900325_2312724.jpg http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12724/A/13900325_0312724.jpg http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12724/A/13900325_1912724.jpg http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12724/A/13900325_2612724.jpg
در بین این همه درخواست یك نفر انگشترش را به رهبر داد تا تبرك كند. ایشان هم انگشتر را گرفت و چند دقیقه‌ای دستش كرد و پس داد. جوان رند دیگری چفیه را گرفت و جوانی دیگر چنان به رهبر نزدیك شد كه تقریبا درگوشی با او حرف زد و رهبر نامه او را داخل جیب قبایش گذاشت. برعكس نامه‌های دیگر كه می‌داد به یكی از محافظ‌ها.

ایستاده بودم درست پشت سر رهبر و دوست می‌داشتم به جای اینكه نویسنده و خبرنگار باشم،‌ شاعر می‌بودم و در ازدحام دست و دیده بوسی با رهبر.

لینک ثابت

تیتـــراژ

تیتراژ ابتدایی

تیتراژ انتهایی

گفتگو با سراینده لالایی مختارنامه در  (خانم بحرانی)

آنونس سریال مختار نامه

جلوه های ویژه سریال مــخــتـارنـامــه

 

آرامگاه مختار سقفی در کوفه(جدید)

سکانس های برگزیده 

امام حسن علیه السلام در مدائن (قسمت اول ، کوشک سفید)

مظلومیت آل علی (ع) از زبان مختار (قسمت دوم ، خروس جنگی)

حکمت صلح امام حسن (ع) (قسمت سوم ، نیش عقرب)

 دعوت امام حسین (ع)به کوفه(قسمت چهارم ، اسیر غول)


اولین بیعت با سفیر ابا عبدالله(ع)(قسمت پنجم ، نام ها و نامه ها)

مسلم ، تربیت یافته آیین امیرمومنان (ع)(قسمت ششم ، ما اهل کوفه نیستیم..)

قبله کدام سو است؟(قسمت هفتم ، خر دجال)

لب تشنه چون حسین(ع)(قسمت هشتم ، شیران در زنجیر)

عاشورا به روایت مختار نامه(قسمت نهم ، نیــنوا)

گــندم مــلک ری(قسمت دهم ، خون خدا)

زهـیر در روز عـاشـــورا(قسمت یازدهم ، نوشدارو)

عبدالله زبیر یا سلیمان نبی؟(قسمت دوازدهم ، تخت سلیمان)

رازی برای شـکار نهنگ(قسمت سیزدهم ، کعبه مطلا)

کلیپ زیبای نبرد مختار (قسمت چهاردهم،کعبه در آتش)

دشمنی عبدالله بن زبیر با هاشمیان  (قسمت پانزدهم، اصحاب الفیل)

خون مختار، کابین من است...  (قسمت شانزدهم، نعل وارو)

نبرد وهب نصرانی در روز عاشورا (قسمت هفدهم، میهمان ملکوت)

بیـعت سران کوفه با مخـتـار (قسمت هجدهم- غلاف شکسته)

کـابــوس مـخــتــار برای ابن زیـاد ( قسمت نوزدهم- نهضت توابین)

این مرکب فی نفسه گزنده است ... (قسمت بیستم-  آخرین بازی)

اولین قـدم های قـیام مـخـتار(قسمت بیست و یک - دلـــدل)

اولین قدم قیام به دست ابراهیم مالک اشتر (قسمت بیست و دوم - قیام مختار)

نبرد سپاه مـخـتـار در کوفه (قسمت بیست و سوم - قیام مختار)

بیعت کوفیان با مختار (قسمت بیست و چهار- حکومت قانون)

اولین نبرد سپاه مختار با شامیان (قسمت بیست و پنجم–  اتحاد شوم)

شهادت رفـاعـه (قسمت بیست و ششم - شورش)

هلاکت عـمر بـن سـعـد (قسمت بیست و هفتم - در پوست میش)

خاطره آب ...  (قسمت بیست و هشتم - خاطره آب)

رأس امام حسین (ع) بر سر نیزه (قسمت بیست و نهم - بر خاکستر تنور)


صحنه شهادت حضرت علی اصغر(قسمت سی ام - مترسک)

هنگام درنگ (بحث هایی پیرامون سریال مختار)

انعقاد صلح امام حسن(ع)

حوادث پیش از سال 60 هجری

اوضاع فرهنگی اجتماعی شهر کوفه

ماموریت حضرت مسلم(ع) در کوفه

علما و شخصیت های کوفه

وقایع دهه 60 هجری

شخصیت مختار ثقفی

حرکت امام حسین به سوی کربلا

غائبین سرشناس عاشورا

شخصیت عبدالله بن زبیر

حمله سپاه شام به خانه خدا

قـیام توابـیـن - قسمت اول

قـیام توابـیـن - قسمت دوم

عاقـبت بنی امیه

خلافت پس از پـیـامـبـر صلی الله علیه و آله

پاسخ به سوالات مردمی

مخـتار کـیـسـت؟

شخصیت شناسی مختار

ایـــران و اســـلام

نقش ایـــرانیان در قیام مختار

تــاریــخ اســـــلام

حکومت مــخـــتـــار

نقش زنان در اسلام (1)

نقش زنان در اسلام (2)

حکومت امام سجاد علیه السلام

بررسی شخصیت قاتلین  دشت نینوا


آسیب شناسی قیام مختار

لینک ثابت
مـــادر عـبـــــاس ســـلام عـلیک
یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 | سوار

ای بــه بنــیــنِ تــــــو درودِ همـه               فاطمـه یــــا فاطمـه یــــا فاطمـه

بــاغ گـــل یــاس ســــلام علیک               مـــادر عـبـــــاس ســـلام عـلیک

ای همه ازخود سفرت تاحسین               اذن دخـــول حـــــرمت یا حسین

ســـایـــه‌ نشین حـــرم آفتـــــاب               غـــرق شـــده در کـــرم آفتـــــاب

فـــاطـمه ی دوم حیــدر شـــدی                مادر یک ماه و  سه اختر شـدی

طوبـی، طوبـی لک زیـن احترام                دختـر زهــــرا بـه تـو گوید سلام

قـدر تـو گــوی شـرف از ناس برد                ارث ادب را ز تــــــو عبــاس بــرد

جزتو کـه بـر شیـرخدا شیـر زاد؟                جزتو کـه بـر شیـرِ علی شیر داد

جز تو که در کرب و بلای حسین                چـار  پسـر کــرده فـدای حسین

چـار پســر دادی و زیــن افتخــار                شـــد حــرم چــار امــامت مـــزار

پــاسخ آن وفــا و احســاس تــو                 فاطمــه شــد مــادر عبـاس تــو

چـارپسر داشتـی ای جـانِ پاک                 رفـت غریبانــه تنـت زیـر خــــاک

لیـک جوانــان عــــرب ره سپـــر                 در پـی تابـوت تـو همچـون پسر

بـــر لبشـان نالـه ی یـــا فاطمه                  اشـــک فشاندنـد بــرایت همـه

دیــده ی اوتـاد بــرایت گـریست                  سیــد سـجّاد بــرایـت گــریست

نیست عجب اینکه به ترفیع تـو                  فاطـــــمـه آیــد پــی تشییـع تو

بـه غیـرت و وفا و احســـاس تو                  بـه خـون پیشانـی عبـــــاس تو

ناله جانسوز تودر گوش ماست                 چوبه ی تابوت توبردوش ماست

بـاز هـم ای ماه شـــهادت فروز                  مراسـم دفـــن تــــو مـی‌بود روز

بـر در بیـت تـو شـــــرارت نشد                  بر گــل روی تـو جســــارت نشد

ضربــه بـه بـازوت نـزد هیچکس                  لگــد بــه پهلـوت نــزد هیچکس

کـاش شـود جـاری اشک همه                  از حـرمت تـــا حــرم فاطـــــــمه

«میثــم»آلـــوده ی دلســوخته                   چشم بـســوی حـرمت دوخـته

ذکردل اوست به هر صبح شام                   تـا کـه دهـد بـر تـو مکرر سـلام

بــاغ گـــل یــاس ســلام علیک                  مـــادر عـبـــاس ســـلام عـلیک

 

غلامرضا سازگار

لینک ثابت
ادي از شهيد عبدالحسين برونسي،فرمانده تيپ جواد الائمه(ع)
دوست دارم تنها يك گلوله به گلويم بخورد

خبرگزاري فارس: توي دنيا بعد از شهادت، تنها يك آرزو دارم. دوست دارم يك گلوله بخوره به گلوم. تعجب كرديم. گفت: يك صحنه از روز عاشورا هميشه قلب منو آتيش مي زنه! اشاره كرد به جريان بريده‌شدن گلوي حضرت علي‌اصغر(ع).


به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاري فارس، شهيد حاج عبدالحسين برونسي كه در 25 اسفندماه 1363 در عمليات بدر به شهادت رسيد. رجعت پيكر مطهرش بعد از 27 سال آن هم بدون سر مانند ارباب شهيدان،‌ حضرت اباعبدالله الحسين (ع) ما را بر آن داشت تا خاطراتي از عزيز را براي شما منتشر كنيم:

*زندگينامه

روستاي "گلبوي كدن " سال 1331 پذيراي حضور نوزادي به نام عبدالحسين شد. باد و باران، گرما و سرما آمد و رفت و كودك به گرماي محفل علم رسيد. سال چهارم دبستان بود كه به خاطر بيزاري از عمل زشت معلم طاغوتي و فضاي نامناسب، درس و مدرسه را رها كرد و در زمين‌هاي كشاورزي مشغول كار شد. مأوايش تنها مسجد محل شد ولي همچنان در مبارزه با طاغوت ثابت‌قدم بود و در دوران خدمت سربازي به جرم پايبندي به اعتقادات ديني مورد اهانت و آزار افسران و نظاميان قرار گرفت.
سال 1347 با خانواده‌اي روحاني وصلت كرد كه مرحله آغازين انجام مبارزات او شد. اعتراضاتش بر خدعه‌هاي ر‍ژيم پهلوي از جمله اصلاحات ارضي منجر به ترك محل زندگي در مشهد شد. پس از چندي به كار بنايي مشغول شد و به مرور زمان در كنار كار، مشغول خواندن دروس حوزوي شد؛ ولي به‌علت اوج‌گرفتن مبارزات، زندان‌هاي پي‌درپي، شكنجه‌هاي ساواك و پيروزي انقلاب اسلامي و ورودش در گروه ضربت سپاه پاسداران از ادامه تحصيل بازماند.
با شروع جنگ تحميلي در اولين روزهاي دفاع به جبهه رفت و با رشادت‌هايي كه از خود نشان داد، مسئوليت‌هاي مختلفي به‌عهده گرفت كه آخرين مسئوليتش قبل از عمليات خيبر، فرماندهي تيپ 18 جواد الائمه(ع) بود و با همين سمت در 23/12/1363 در عمليات بدر با رمز " يا فاطمة الزهرا(س) " نشان شهادت را در بي‌نشاني پيكر مطهرش يافت و فرزندانش مرثيه‌خوان لحظه‌هاي فراق شدند.

*خاطرات:

**صورتش را كه ديدم جاخوردم. اندازه چند سال پير شده بود. ساواكي‌ها يك دندان سالم هم توي دهانش باقي نگذاشته بودند؛ چند وقت مجبور شد دندان مصنوعي بگذارد. آن روز هر چه اصرار كردم برايم بگويد كه چه بلاهايي سرش آورده‌اند، فقط گفت: چيز خاصي نبوده.
يك‌بار كه داشت براي چند تا از دوستانش تعريف مي‌كرد، اتفاقي حرف‌هايش را شنيدم. شكنجه‌هاي وحشيانه‌اي داده بودندش؛ شكنجه‌هايي كه زبان از گفتنش شرم دارد و قلم از نوشتنش عاجز است. او مي خنديد و مي‌گفت. من گريه مي‌كردم و مي‌شنيدم.

**روزي كه آزاد شد، همسايه‌ها خوشحالي مي‌كردند. يكي‌شان هم شيريني داد؛ خودش ولي ناراحت بود و غمگين. فكر مي‌كردم ناراحتي‌اش مال بلاهايي است كه سرش آورده بودند. همين را بهش گفتم. گفت: اونا كه ناراحتي نداره. گفتم: پس براي چي ناراحتي؟ گفت: براي اينكه شهيد نشدم. گفت: اگر شهيد مي‌شدم جاي شيريني دادن داشت؛ ولي حالا كه از زير دست اون جلادا زنده برگشتم و توفيق شهادت نداشتم؛ بايد خرما بدن!

**خبرهاي نگران كننده‌اي از منطقه مي‌رسيد. مي گفتند درگيري ها شديد است. يك گوسفند نذر كردم؛ نذر سالم برگشتن عبدالحسين. از جبهه كه آمد موضوع را بهش گفتم. خودش يك گوسفند خريد. در و همسايه و بعضي از فاميل‌ها گوسفند را ديده بودند. فهميده بودند نذري است منتظر رسيدن گوشتش بودند. گوسفند را كه كشتيم، عبدالحسين چيزي براي خودمان نگه نداشت. تمام گوشت‌ها حتي جگر و كله پاچه‌اش را به‌صورت مساوي تقسيم كرد. بعد همه آنها را ريخت داخل يك گوني. گوني را گذاشت ترك موتور گازي‌اش و راه افتاد. فكر كرده بودم خودش مي‌خواهد آنها را ببرد در خانه دوست و آشنا؛ ولي اين كار را نكرده بود. وقتي بهش اعتراض كردم، گفت: مگه شما گوسفند را في‌سبيل‌الله نذر نكردي؟ گفتم: خوب چرا. گفت: خوب گوشتش بايد مي رسيد دست كساني كه به نون شبشون محتاج بودن. گفت: ما الحمدلله نه خودمون به نون شب محتاجيم، نه دوست و آشناهايي كه داريم.

**هم براي او مثل روز روشن شده بود، هم براي من، تا وقتي كه جبهه بود، مشكلاتمان خيلي كمتر بود و زندگيمان آرامتر. همين كه مي‌آمد مرخصي، مشكلات هم يكي بعد از ديگري شروع مي‌شد؛ بچه‌ها مريض مي‌شدند، وسايل خانه خراب مي‌شد و خيلي چيزهاي ديگر پيش مي‌آمد. طوري مي‌شد كه گاهي به شوخي بهش مي‌گفتم: نمي‌شه شما همين مرخصي را هم نياي! هميشه مي‌گفت: من شما را سپردم به امام رضا (ع)، براي همين هم مطمئنم وقتايي كه توي خونه نيستم، مشكلات و گرفتاري‌‌‌هاتون خيلي كمتر مي شه.

**فرمانده پسرم بود. شنيدم بدجوري مجروح شده. آورده بودندش مشهد. رفتم عيادتش. صورتش نوراني بود و روحيه اش عالي. از حال وهوايش معلوم بود مال اين دنيا نيست. بعد از سلام واحوالپرسي، صحبت را كشيدم به بهشت وحوريه هاي بهشتي. گفتم: خلاصه حاج آقا رفتي اون دنيا يكي شون هم براي ما بگير. خنديد وگفت: ما صد تا حوريه اون دنيا رو به همين زن خودمون نمي ديم. گفت: اگر اون مثل شير مواظب بچه هاي من نباشه، توي جبهه هيچ كاري از من برنمي آد.

**پدرش بيشتر از شصت سال داشت. عبدالحسين هر بار كه مي ديدش، به اش مي گفت: بابا وسايلت را جمع كن كه اين بار مي خوام با خودم ببرمت جبهه. او زير بار نمي رفت. مي گفت: از من سن وسالي گذشته؛ جنگ مال شما جوون ترهاست. عبدالحسين مي گفت: خدمت به اسلام پير وجوون نمي شناسه. يك بار از سر اعتراض به اش گفتم: اين پيرمرد بنده خدا رو مي خواي ببري جبهه كه چي بشه؟ گفت: خيلي دوست دارم ببرمش اونجا كه شهيد بشه. آخرش هم يك بار هر طور بود، راضي اش كرد وسه چهار ماهي بردش جبهه.

**تشريح عمليات مي كرديم. بچه هاي ارتش هم بودند. همه صحبت ها حول وحوش مسايل تاكتيكي مي گرديد، واينكه؛ ما چه داريم، دشمن چه دارد. نوبت عبدالحسين رسيد، بلند شد ايستاد. گفت: بحث هاي تاكتيكي واين حرف ها، نبايد مارو مغرور كنه؛ نگيد عراق تانك داره ماهم داريم. رفت سراغ جنگ هاي صدر اسلام؛ جنگ احد. از غروري گفت كه باعث شكست نيروهاي اسلام شد، و درباره عقيده ومعنويت حرف زد. بعد هم شروع كرد به مقايسه سپاه امام حسين(عليه السلام) وسپاه يزيد(لعنة الله عليه). طولي نكشيد كه زد به صحراي كربلا و بعد هم به گودي قتلگاه. حالا همه بدون استثناء داشتند زار زار گريه مي كردند. صداي عبدالحسين بلند تر شده بودو لرزان تر. گفت: اسلحه ووسيله درسته كه بايد باشه، ولي اون نيرويي كه مي خواد ماشه آرپي چي را فشار بده، بايد قلبش از عشق امام حسين(ع) پر شده باشه وگرنه نمي تونه جلوي تانك هاي پيشرفته دشمن را بند بياره.

**وسط جلسه براي كادر فرماندهي ميوه آوردند. بچه ها خسته بودند وگرسنه. آمدند مشغول خوردن بشوند، عبدالحسين نگذاشت.به مسئول تداركات گفت: اين ميوه رو براي همه گرفتي يانه؟ گفت: نه حاج آقا اين سهم بچه هاي فرماندهيه كه بيشتر از بقيه زحمت مي كشند. عبدالحسين ناراحت شد. گفت: ما اينجا نشستيم وداريم نقشه مي كشيم؛ نيروهاي ديگه هستن كه بايد اين نقشه ها رو عملي كنند و برن توي دل دشمن. آن روز تا براي همه ميوه نگرفتند لب به ميوه ها نزد.

**خانه ما آفتاب گير بود. از اواسط بهار تا اوايل پاييز من وچند تا بچه قد ونيم قد، دايم با گرما دست وپنجه نرم مي كرديم. فقط يك پنكه درب وداغان داشتيم. من نمي دانستم عبدالحسين فرمانده گردان است ولي مي دانستم حقوق او كفاف خريدن يك كولر را نمي دهد. يك روز اتفاقي فهميدم از طرف سپاه تعدادي كولر به او داده اند تا به هر كس خودش صلاح مي داند بدهد. بعضي از دوستانش واسطه شده بودند تا يكي از آنها راببرد خانه خودش. قبول نكرده بود. به اش اصرار كرده بودند. گفته بود: اين كولرها مال اون خانواده هاييه كه جگرشون داغ شهيد داره، تا وقتي اونا باشن، نوبت به خانواده من نمي رسه.

**از سر شب رفته بوديم شناسايي. وقتي برگشتيم، گفتند: جلسه است. جلسه تا يك ساعت به اذان صبح طول كشيد همين كه پام رسيد به چادر، مثل جناه ها ولو شدم روي زمين. عبدالحسين ولي نخوابيد. آستين ها را زد بالا ورفت پاي منبع اب. از صبح فشار كار بيشتر از همه روي دوش او بود، ولي ايستاد به نماز. اذان صبح هم آمد مارا بيدار كرد. بعد ازنماز باز كار بود وفعاليت.

**قبل از عمليات ميمك بود. دلم آرام نداشت. عبدالحسين انگار فهميد اين را. بدون مقدمه گفت: من با تمام وجود به آيه " وما رميت اذ رميت، ولكن الله رمي " اعتقاد دارم. گفت: توي عمليات ها مطمئنم اين خداست كه گلوله من رو به هدف مي نشونه. داشتم نگاهش مي كردم. پرسيد: قرآن داري همرات؟ يك قرآن جيبي كوچك داشتم. گفتم: آره. گفت: براي اينكه حرفم به ات ثابت بشه، همين الان قرآنت را دربيار وباز كن، اگر اين آيه نيومد. قرآن را در آوردم. بسم الله گفتم وبازش كردم. آمد: " وما رميت اذ رميت، ولكن الله رمي ".

**گفت: توي دنيا بعد از شهادت، تنها يك آرزو دارم. گفتم: چه آرزويي؟ گفت: دوست دارم يك گلوله بخوره به گلوم. تعجب كرديم. گفت: يك صحنه از روز عاشورا هميسه قلب منو آتيش مي زنه! اشاره كرد به جريان بريده شدن گلوي حضرت علي اصغر(عليه السلام) و اين كه امام حسين (عليه السلام) خون مقدس او را به آسمان پاشيدند و گفتند: خدايا قبول كن. عمليات والفجر يك مجروح شد. گلوله اي تو آخرين حد بردش. خورده بود به گلوش. وقتي مي بردندش عقب؛ از گلوش داشت خون مي امد. مي گفت: ديگه غير از شهادت آرزويي ندارم.

با تشكر از گروه فتح الفتوح



لینک ثابت
نظر آیةالله بهجت در مورد شخصیت مختار
جمعه بیست و ششم فروردین 1390 | سوار
یکی از پرسش هایی که در زمان حیات آیت الله العظمی بهجت از ایشان صورت گرفت پرسشی در مورد شخصیت مختار بن ابوعبید ثقفی بود.


به گزارش بولتن، شرح پرسش و پاسخ آیت الله بهجت را به نقل از کتاب ورق های آسمانی در زیر می خوانیم:

سؤال:

"نظر حضرتعالی درباره شخصیت مختار ثقفی که مورد تردید واقع شده است، چیست؟ علاقمندیم که دیدگاه شما را در این مورد بدانیم".

پاسخ:

«مختار اهل نماز بود. او از اولیای خدا بود. نماز را با حال عجیبی می خواند. در شأن مختار همین کفایت می‏کند که قاتل دشمنان اهل بیت(ع) و قتله سیدالشهداء(ع) بود.

نقل است که می‏گفت: "فلانی را کشتم، فلانی را کشتم ..." تا اینکه وقتی آخرین نفر را کشت گفت: "الان راحت شدم".

دوره نهضت او شاید 9 ماه بوده اما نوشته‏اند:هنگامی که آخرین نفر که «محمد اشعث» یا «شمر» بود را به قتل رساند گفت: "الان اگر بمیرم دیگر باکی نیست". یعنی وقتی به نهایت مقصودش رسید گفت: "دیگر اگر بمیرم، غصه‏ای ندارم".».
 
منبع: کتاب ورق های آسمانی/ محسن کمره ای زاده

لینک ثابت
بوسه‌ای بر دیوار باغ فدک
سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 | سوار

 نه از پشت در خانه‌ات اجازه دارم صدایت کنم؛
نه در کوچه بنی هاشم.

برای غریبی‌ات اشکی بریزم؛
و نه حتی
بر دیوار پهلو شکسته باغ فدک
بوسه‌ای بنویسم.

تنها به من اجازه داده‌اند،
به سنگ‌های بی روح بقیع خیره شوم
و بر مزار پنهان شده‌ات
نماز بگذارم

لینک ثابت
دلایل غیبت صغری و کبری امام زمان
یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 | سوار
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان در شب جمعه، نیمه شعبان بوده است . پس از اینکه امامت به امام دهم حضرت هادی (ع) و امام یازدهم حضرت عسکری (ع) رسید، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار نگرانیهایی پدید آمد چون براساس اخبار و احادیث آنها مطلع شده بودند که از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد می‌یابد که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون و عدل و داد را حکمفرما می کند.

امام دهم بیست سال در سامرا تحت نظر و مراقبت بود و سپس امام یازدهم نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد .

به دلیل مراقبتهای سخت ستمگران برای شناسایی حضرت مهدی(عج)، دوران حمل و تولد آن حضرت از مردم مخفی نگه داشته شد و جز چند تن معدود از نزدیکان یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری (ع) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی را گاهی می دیدند، نه همیشه و به صورت عادی .

در مدت 5 یا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوار آن حضرت حیات داشت، شیعیان خاص به حضور حضرت مهدی می رسیدند .

از جمله چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفی کند تا او را بشناسند و امام چنان کرد .

آنان پسری را دیدند که بیرون آمد شبیه به پدر خویش . امام عسکری فرمود: پس از من، این پسر امام شماست امر او را اطاعت کنید ، از گرد رهبری او پراکنده نگردید،که هلاک می شوید و دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید که شما او را پس از امروز نخواهید دید تا اینکه زمانی دراز بگذرد بنابراین از نایب او عثمان بن سعید اطاعت کنید .

به این ترتیب امام یازدهم با تأکید بر واقع شدن غیبت کبری، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی و استمرار سلسله ولایت را اعلام کرد.

حضرت مهدی پنهان می زیست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری (ع) در روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری دیده از جهان فرو بست .

در این روز بنا به سنت اسلامی می بایست حضرت مهدی بر پیکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد تا خلفای ستمگر عباسی جریان امامت را تمام شده ندانند .

به هنگام نماز بر امام حسن عسکری، مردم دیدند کودکی با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بیرون آمد، جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پیکر امام بود به کناری زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .

مشیت و حکمت الهی حکم کرد حضرت مهدی(عج) از نظرها پنهان نگهداشته شود تا مصون بماند از گزند دشمنان و بدخواهانی که وجود آن حضرت را تاب نمی آوردند.

غیبت کوتاه مدت یا غیبت صغری

مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال بطول نینجامید و در این مدت نایبان خاص به محضر حضرت مهدی (عج) می رسیدند و پاسخ نامه ها و سؤالات را به مردم می رساندند . نایبان خاص که افتخار رسیدن به محضر امام را داشته اند چهار تن بودند که به " نواب خاص " یا " نایبان ویژه " معروفند .

نخستین نایب خاص مهدی (ع) عثمان بن سعید اسدی است . که ظاهرا بعد از سال 260 هجری وفات کرد و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام یازدهم بود و خود در زیر سایه امامت پرورش یافته بود .

دومین سفیر و نایب امام محمد بن عثمان بن سعید فرزند عثمان بن سعید است که در سال 305 هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد . نیابت و سفارت محمد بن سعید نزدیک چهل سال بطول انجامید .

سومین سفیر حسین بن روح نوبختی بود که در سال 326 هجری فوت کرد .

چهارمین سفیر و نایب امام ابوالحسن علی بن محمد سَمَری  است که در سال 329 هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزدیک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی است .

همین بزرگان و عالمان در دوره غیبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غایب و حل مشکلات آنها بوسیله حضرت مهدی (عج) بودند .

غیبت کبری و نیابت عامه

این دوره بعد از زمان غیبت صغری آغاز شد و تا کنون ادامه دارد . این مدت دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است .

در هیچ دوره ای پیوند امام زمان با مردم گسیخته نشده است . اکنون نیز که دوران نیابت عامه است عالم بزرگی که دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده و نیز شرایط رهبری را دارد ، در رأس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می کنند و او صاحب " ولایت شرعیه " است به نیابت از حضرت مهدی (عج) .

متن نامه حضرت مهدی (عج) به علی بن محمد السمری

شیخ صدوق از "حسن بن احمد مکتب" روایت کرد: در آن سالی که ابوالحسن علی بن محمد سمری وفات یافت، من در بغداد بودم و چند روز پیش از وفاتش به محضرش شرفیاب شدم. وی در آن روز، توقیعی از امام زمان علیه السلام بیرون آورد و برای مردم قرائت کرد.

متن آن نامه مبارک چنین بود: بسم الله الرّحمن الرّحیم. یا علی بن محمد السمری! أعظم الله أجر اخوانک فیک، فانّک مَیّتٌ ما بینک و بین ستّه أیام، فاجمع أمرک و لا تُوصِ الی أحدٍ فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبه التّامّه فلا ظهور الاّ بعد اذن الله تعالی ذکرُهُ و ذلک بعد طول الأمد و قسوه القلوب و امتلاءِ الأرضِ جوراً و سیأتی مِن شیعتی مَن یَدّعی المشاهده، ألا فمن ادّعی المشاهده قبل خروج السّفیانی و الصّیحه فهو کذّابٌ مُفترٍ، و لا حول و لا قوّه الاّ بالله العلیّ العظیم.
 به نام خدواند بخشاینده مهربان. ای علی بن محمد سمری! خداوند متعال به براداران دینی ات پاداشی عظیم درازدست دادنت، کرامت فرماید. به درستی که تو از امروز تا شش روز دیگر وفات خواهی یافت.  پس خود را آماده ساز ولی به کسی وصیت (به نیابت) مکن که قائم مقام تو پس از وفاتت گردد. چه این که غیبت بزرگ آغاز گردیده است و مرا ظهوری نخواهد بود، مگر به اذن خداوند منان. ظهور من آن قدر به درازا خواهد کشید، که دلها را قساوت فراگیرد و زمین از جور و ستم لبریز گردد و به زودی کسانی از شیعیانم می آیند و ادعای مشاهده و دیدنم را می نمایند.آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و رسیدن صیحه آسمانی، ادعای مشاهده و دیدن مرا نماید دروغگو و افترا زننده است.

لینک ثابت
کم فروشان توجه کنند!
چهارشنبه بیست و نهم دی 1389 | سوار

کم فروشان توجه کنند!

سیماى سوره‏ى شُعراء

قران و خدا

این سوره دویست و بیست و هفت آیه دارد، عدد كلمات آن هزار و دویست و نود و هفت و عدد حروف آن پنج هزار و پانصد و چهل و دو میباشد كه در مكّه نازل شده و بعد از سوره‏ى بقره، داراى بیشترین آیات است. این سوره به خاطر ستایش از شاعران مؤمن و مذمّتِ شاعران بیهوده‏گوى، كه در چهار آیه‏ى آخر آن آمده، «شعراء» نامیده شده و نام دیگر آن «طسم» است.

سرگذشت پیامبرانى همچون حضرت موسى، ابراهیم، نوح، لوط، صالح، هود و شعیب (علیهم السلام)، و برخوردهاى لجوجانه‏ى مردم با آنان در این سوره آمده است و در پایان هر داستان مى‏فرماید: «إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ» لذا این آیه هشت بار تكرار شده تا مایه‏ى دلدارى پیامبر اسلام باشد و به او بگوید از لجاجت مردم مكّه دلهره نداشته باش، زیرا همه‏ى انبیا گرفتار چنین مردمى بوده‏اند.

آرى تاریخ، بهترین وسیله براى تقویت روحیّه مؤمنین، بالا رفتن بصیرت و سعه‏ى صدر و آینده‏نگرى در برابر تهدید دشمنان است. لذا رهبران جامعه باید از تاریخ جامعه آگاه باشند.

 

محتواى سوره شعراء

لحن آیات این سوره نیز با دیگر سوره‏هاى مكى كاملا هماهنگ است، و مى‏دانیم در سوره‏هاى مكى كه در آغاز دعوت اسلام نازل گردید بیشتر روى اصول اعتقادى، توحید و معاد و دعوت پیامبران خدا و اهمیت قرآن تكیه مى‏شد، و تقریبا تمام بحثهاى سوره شعراء پیرامون همین مسائل دور مى‏زند.

در حقیقت مى‏توان محتواى این سوره را در چند بخش خلاصه كرد:

بخش اول طلیعه سوره است كه از حروف مقطعه، و سپس عظمت مقام قرآن و تسلى خاطر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر پافشارى و خیره سرى مشركان و اشاره‏اى به بعضى از نشانه‏هاى توحید و صفات خدا سخن مى‏گوید.

بخش دوم فرازهایى از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ و مبارزات آنها را با قومشان، و لجاجتها و خیره‏سریهاى آنان را در برابر این پیامبران بازگو مى‏كند، كه بعضى مانند داستان موسى و فرعون مشروحتر، و بعضى دیگر مانند سرگذشت ابراهیم و نوح و هود و صالح و لوط و شعیب كوتاهتر است.

مخصوصا در این بخش، اشاره به منطق ضعیف و تعصب آمیز مشركان در هر عصر و زمان در برابر پیامبران الهى شده است كه شباهت زیادى با منطق مشركان عصر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) داشته و این مایه تسلى خاطر براى پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك نخستین بود كه بدانند تاریخ از این گونه افراد و منطقها بسیار به خاطر دارد و ضعف به خود راه ندهند.

حقّ پیمانه را ادا كنید و از كم فروشان نباشید. و با ترازوى درست بسنجید. و اجناس مردم را كم ندهید و در زمین به فساد و تبهكارى نكوشید

و نیز مخصوصا روى عذاب دردناك این اقوام و بلاهاى وحشتناكى كه بر آنها فرود آمد تكیه شده است كه خود تهدید مؤثرى براى مخالفان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در آن شرائط است.

بخش سوم كه در حقیقت جنبه نتیجه‏گیرى از بخشهاى گذشته دارد پیرامون پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و عظمت قرآن و تكذیب مشركان و دستوراتى به آن حضرت در زمینه روش دعوت، و چگونگى برخورد با مؤمنان سخن مى‏گوید، و سوره را با بشارت به مؤمنان صالح و تهدید شدید ستمگران پایان مى‏دهد.

 

فضیلت سوره شعراء

عدالت

در حدیثى از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در اهمیت تلاوت این سوره چنین مى‏خوانیم:

«من قرء سورة شعراء كان له من الاجر عشر حسنات، بعدد كل من صدق بنوح و كذب به و هود و شعیب و صالح و ابراهیم، و بعدد كل من كذب بعیسى و صدق بمحمد(صلی الله علیه و آله)»: " كسى كه سوره شعرا را بخواند به عدد هر كسى كه نوح و هود و صالح و ابراهیم را تصدیق و یا تكذیب كرده است و به عدد تمام كسانى كه تكذیب عیسى و تصدیق محمد (صلی الله علیه و آله) كرده‏اند، ده حسنه براى او خواهد بود." (مجمع البیان)

ناگفته روشن است كه این همه اجر و پاداش تنها براى تلاوت منهاى اندیشه و عمل نیست، بلكه قرائن متعددى در روایات فضائل سوره‏ها است كه نشان مى‏دهد منظور تلاوتى است كه مقدمه تفكر و سپس اراده و عمل باشد.

اتفاقا تعبیرى كه در حدیث فوق آمده نیز مؤید همین مطلب است، زیرا استحقاق حسنات به تعداد تصدیق كنندگان و تكذیب كنندگان انبیاء بخاطر قرار گرفتن در خط تصدیق كنندگان و بیگانگى با خط تكذیب كنندگان است.

در ثواب الاعمال، ابن بابویه از ابى بصیر از حضرت صادق (علیه السّلام) روایت نمود: «قال من قرء سورة الطّواسین الثّلث فى لیلة الجمعة كان من اولیاء اللّه و فى جواره و كنّفه و لم یصبه فى الدّنیا بؤس ابدا و أعطى فى الاخرة من الجنّة حتّى یرضى و فوق رضاه و زوّجه اللّه مائة زوجة من الحور العین‏»

هر كه «طس» هاى سه‏گانه را در شب جمعه بخواند، از اولیاء خدا و در جوار اوست (و خدا او را در جنة العدن كه در وسط بهشت است با انبیاء و رسل و اوصیاء راشدین، قرار میدهد) و هرگز در دنیا پریشانى نمى‏بیند و در آخرت اجر او بهشت است تا خشنود شود و خداوند صد حور العین به تزویج او در مى‏آورد.                       

» در روایات آمده است: كسانى كه عیب جنس خود را به مشترى نگویند، فرشتگان، آنان را لعنت مى‏كنند و كسانى كه با مكر و حیله دیگران را فریب دهند، بدترین مردم هستند
کم فروشی

كم فروشی ممنوع!

أَوْفُوا الْكَیْلَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ (شعراء -181) وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ (شعراء -182) وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (شعراء -183)

حقّ پیمانه را ادا كنید و از كم فروشان نباشید. و با ترازوى درست بسنجید. و اجناس مردم را كم ندهید و در زمین به فساد و تبهكارى نكوشید.

 

نكته‏ها:

در این آیات دو امر و دو نهى مشاهده مى‏كنیم كه مكمّل یكدیگرند. «أَوْفُوا وَ لا تَكُونُوا» و «زِنُوا لا تَبْخَسُوا» در روایات آمده است: كسانى كه عیب جنس خود را به مشترى نگویند، فرشتگان، آنان را لعنت مى‏كنند و كسانى كه با مكر و حیله دیگران را فریب دهند، بدترین مردم هستند.(غرر الحكم )

كم فروشى، یكى از منكرات بزرگ اقتصادى است كه همه‏ى آفات لقمه‏ى حرام را به دنبال دارد. كم فروشى، تنها در داد و ستد نیست، بلكه ممكن است افرادى در تدریس و طبابت و نظارت و مهندسى و شئون دیگر زندگى نیز كم فروشى كنند و چنان كه باید حقّ دیگران را ادا نكنند.

 

پیام‏های آیه:

1ـ پیمانه و ترازو، سابقه و تاریخى بس طولانى دارد. «أَوْفُوا الْكَیْلَ»

2ـ كم فروشى، حرام و مراعات حقّ الناس واجب است. «أَوْفُوا الْكَیْلَ» ...

3ـ انبیا، بر سلامت نظام اقتصادى جامعه نظارت داشتند. «أَوْفُوا الْكَیْلَ»

4ـ ادیان آسمانى بر عدالت اجتماعى و اقتصادى تأكید دارند. «أَوْفُوا وَ زِنُوا»

5ـ میزان سنجش در هر امرى باید عادلانه و درست باشد. «بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ»

6ـ مراعات حقوق همه‏ى انسان‏ها لازم است، نه تنها مؤمنین. «لا تَبْخَسُوا النَّاسَ»

7ـ كم‏فروشى، در هر چیزى ممنوع است و مخصوص پیمانه و ترازو نیست. «لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ»

8ـ كم‏فروشى، نوعى فساد است و كسانى كه به جامعه ضربه‏ى اقتصادى مى‏زنند مفسد فى الارض هستند. زیرا نابسامانى‏هاى اقتصادى، سرچشمه‏ى از هم پاشیدگى نظام اجتماعى است. «لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ»

9ـ شناخت انحرافات موجود در جامعه، گام اوّل در اصلاح جامعه است.

لینک ثابت
رسم ما شیعیان این است که جنازه را بالای ماشین گذاشته و تا قبرستان شهرمان حمل می کردیم.من نیز چنین کردم اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم که زحمت ادامه راه را به خودم نداده و او را در همان کربلا دفن کنم. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «ابوریاض» از افسران ارتش عراق در زمان جنگ 8 ساله و رجال سیاسی فعلی این کشور نقل می کند: « در جبهه های جنگ مشغول نبرد بودم که دژبانی مرا خواست. فرمانده مان با دیدن من ، خبر کشته شدن پسرم را در جنگ به من داد.خیلی ناراحت شدم . من برای او آرزوهای زیادی داشتم و می خواستم دامادش کنم.
به هر حال ، به سردخانه رفتم و کارت و پلاک فرزندم را تحویل گرفتم و رفتم تا جنازه اش را ببینم. وقتی کفن را کنار زدم ، شدیدا یکه خوردم. با تعجب توام با خوشحالی گفتم:« اشتباه شده ، اشتباه شده. این فرزند من نیست.» افسر ارشدی که مامور تحویل جسد بود ، با بی طاقتی و عصبانیت گفت: « این چه حرفیه می زنی؟ کارت و پلاک قبلا حک شده و صحت اون ها بررسی و تایید شده.» واقعا برایم عجیب بود که او حاضر نمی شد حرف مرا بپذیرد یا به بررسی دوباره ماجرا دست بزند. من روی حرف خودم اصرار می کردم اما ناگهان خوف و اضطرابی در دلم افتاد که با مقاومتم مشکلی دیگر برایم ایجاد شود. در زمان صدام با کوچک ترین سوء ظن و ابهامی ممکن بود جان شخص و خانواده اش بر باد برود. زود سکوت اختیار کردم و ارتش مرا مجبور کرد که جسد را برای دفن به سمت بغداد حرکت بدهم.
رسم ما شیعیان این است که جنازه را بالای ماشین گذاشته و تا قبرستان شهرمان حمل می کردیم.من نیز چنین کردم اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم که زحمت ادامه راه را به خودم نداده و او را در همان کربلا دفن کنم.
چهره آن جوان که نمی دانستم کدام خانواده انتظارش را می کشد ، دلم را آتش زده بود.او بدنی پر از زخم داشت اما با شکوه آرمیده بود. او را در کربلا دفن کردم و بر پیکرش فاتحه ای خواندم و به دنبال سرنوشت خود رفتم.
سال ها از آن قضیه گذشت و خبری از فرزندم نیافتم تا این که جنگ تمام شد و خبر زنده بودن او به دستم رسید. فرزندم سرانجام در میان اسرای آزاد شده به عراق بازگشت. از دیدنش خوشحال شدم و شاید اولین چیزی که به او گفتم این بود که « چرا کارت هویت و پلاکت را به دیگری سپردی؟»

وقتی او ماجرای کارت هویت و پلاکش را برایم تعریف کرد ، مو بر بدنم راست شد. پسرم گفت: « من توسط جوانی بسیجی اسیر شدم. او با اصرار از من خواست که کارت هویت و پلاکم را به او بدهم. حتی حاضر شد در قبالش به من پول بدهد. وقتی آن ها را به او دادم ، اصرار می کرد که حتما باید قلبا راضی باشم. من هم به او گفتم در صورتی راضی خواهم شد که علت این کارش را بدانم.او حرف هایی به من زد که اصلا در ذهنم نمی گنجید. او با اطمینان گفت : «من دو یا سه ساعت دیگر شهید می شوم و قرار است مرا در جوار مولایم حضرت ابا عبدالله الحسین (صلوات الله علیه) دفن کنند. می خواهم تا روز قیامت در حریم مولایم بیارامم. » . دیگر نمی دانم جه شد و او چه کرد اما ماجرا حکایت همان بود که گفتم.

http://smto.ir/wp-content/uploads/2009/01/shahid02.jpg

لینک ثابت
در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشم‌ها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي مي­‌توان گفت که هنرمندان ايراني سعي کرده­‌اند جنبه هاي زيبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.
سالهاست که تصويري به عنوان تصوير نوجواني رسول خدا (ص) در ايران انتشار مي يابد. بسياري از مردم در عين نشان دادن علاقه شان به اين تصوير، اين پرسش را مطرح مي کنند که تصوير ياد شده از کجا آمده است؟ شنيده شده است که کساني در پاسخ مي گويند اين تصويري است که بحيراي راهب در سفري که حضرت به همراه عمويش ابوطالب به شام داشت، آن را کشيده است. اما در واقع درستي اين پاسخ در معرض ترديد قرار دارد.



نويسنده استدلالهاي خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل اين تصوير از کجا آمده است. شايد باب بحث در اين باره همچنان باز باشد.

عجالتا اين مقاله را ترجمه و در اختيار خوانندگان عزيز قرار مي دهيم. عنوان اصلي مقاله چنين است:

The Story of Picture
Shiite Depictions of Muhammad
Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
در مجله
ISIM Review 7
Spring 2006
pp. 18-19
 
* * *
شيعيان ايران سابقه ديرينه­اي در به تصوير کشيدن اعضاي خاندان حضرت محمد(ص) و خود ايشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهاي پرفروشي منقش به تصوير حضرت محمد(ص) در ايران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جواني خوش­چهره تصوير گرديده است. اين پوسترها امروزه با استفاده از فناوريهاي روز و ابزارها و تکنيکهاي مختلف توليد مي­گردند. با وجود اين، ساختار تصاوير هنوز سنتي هستند، پس زمينه آنها رنگ ساده ­اي دارد و رنگها به سادگي در کنار يکديگر قرار گرفته­اند. به علاوه، اين تصاوير همواره خصوصيات و صفاتي دارند که تمايز آنها را از ديگر عکسها آسان مي­سازد، به عنوان مثال شمشير دو لبه حضرت علي(ع).

اما تصويري که در اينجا بدان خواهيم پرداخت، اساسا با تصاوير قبلي متفاوت است: اين تصوير نوجواني خوش­قيافه با چشماني لطيف و چهره­اي دلنشين را نشان مي­دهد که تا حد زيادي يادآور نقاشيهاي اواخر رنسانس است، به خصوص تصاوير نوجواناني که توسط Caravagio کشيده شده، همچون پسري با سبد ميوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالري Borghese) و يا پدر جان تعميد دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمي مخمل­شکل گونه­ها، همان دهان نيمه باز و همان نگاه نوازش­گر. هرچند نسخ متفاوتي از اين تصوير وجود دارد، اما همه آنها صورتي جوان را نشان مي­دهند که اغلب در زير آنها نوشته شده محمد رسول الله و يا حتي اطلاعات دقيق­تري درباره دوره­اي از زندگي محمد(ص) که اين عکس بدان متعلق است و حتي منبع عکس داده شده است.
 
يک اکتشاف جالب
در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.

Radolf Franz Lehnret (1878 – 1948) که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ( 1878 – 1966) آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر مي­پرداخت و هزاران عکس و کارت­پستال از اين مناطق چاپ نمود.

Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري مي­دانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان مي­داد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهم­آميز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.
 
چاپها و متنهاي منطبق
هيچ شکي نيست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاري L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهاي ايراني مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که اين خود به تنهايي مي­تواند نشان دهد که چرا تصويرگران ايراني آنرا به عنوان مدلي از حضرت محمد(ص) انتخاب نموده­‌اند. بدون شک، همه نسخ موجود از اين عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداري کرده­‌اند با اين تفاوت که نسخ اوليه به عکس اصلي شبيه ترند. بدين ترتيب، Lehnret ناخواسته در قلب يک اسطوره قرار گرفته است.

سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.

کشف مسيري که باعث گرديده تصاوير چاپ شده در دهه بيست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، براي ما ممکن نبوده است. اما اين سوال وجود دارد که چه چيزي باعث شده که ناشران ايراني شباهتي بين پيامبر اسلامي در سنين نوجواني و تصويري يک جوان تونسي بيابند؟
قبل از جنگ جهاني اول، تصوير محمد در مجله National Geographic در ژانويه سال 1914 و تحت مقاله اي با عنوان اينجا و آنجا در شمال آفريقا چاپ شد که زير آن نوشته شده بود عربي با يک گل. در دهه بيست، کارت پستالهاي تونسي L&L بين سربازان فرانسوي در شمال آفريقا بسيار محبوب بود. در دهه هاي هشتاد و نود، کتب متعددي شامل عکس اين نوجوان چاپ شد، ولي اغلب آنها عنواني غير از محمد به عکس داده­ اند.

در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي مي­توان گفت که هنرمندان ايراني سعي کرده‌­اند جنبه هاي زيبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند.

عنوان يکي از پوسترها (تصوير 2) اين است: تصوير روحاني حضرت محمد، در سن 18 سالگي در همراهي عمويش در يک سفر تجاري از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که اين تصوير توسط يک کشيش مسيحي کشيده شده و تصوير اصلي آن در موزه رم قرار دارد.
 
 
ريشه مسيحي؟
همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، برخي از نوشته­ها براي اين اثر ريشه اي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري مي سازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت مي کند که بر اساس داستان، در قرن نهم يا دهم ميلادي، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانه هايش بازشناخته است. پيامبر آينده بايد مي گفته است: "هنگامي که من به آسمان و ستاره ها مي نگرم خود را بالاتر از ستاره ها مي يابم". به همين دليل است که در بعضي عکسها ستاره هايي در پس زمينه عکس ديده مي شود.

هرچند که هيچ توصيفي درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجواني وجود ندارد، ولي توصيفاتي از چهره وي در بزرگسالي گفته شده است: گفته شده که وي پوستي سفيد داشته، چشماني سياه، گونه هايي صاف، ابروان پرپشت و کمان­گونه. دنداندهاي مرتب و مويشان کمي موجدار بوده است. اين خصوصيات در مورد نوجوان تصوير شده در پوسترهاي ايراني ديده مي شود. در حقيقت اين تصويري از يک تصوير و نمايشي از يک نمايش است. به عبارت ديگر، تصويرگران ايراني مدلي از حضرت محمد(ص) را انتخاب کرده‌­اند که نمايانگر زيبايي، جواني و توازن است.

منبع: سایت تاریخ ایران و اسلام
نوشته:  Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
 ترجمه جعفر هادي جعفريان
لینک ثابت
ویژه نامه عيد سعيد غديرخم
سه شنبه دوم آذر 1389 | سوار

بسم الله الرحمن الرحیم

رسولان الهی مبتلایت

غدیر ای باده ‏گردان ولایت

به گوش گوشه ‏گیران خرابات

ندا آمد ز محراب سماوات

ردای سبز بعثت را نپوشد

رسولی کز غدیر خم ننوشد

از دور دست تاریخ، آن سوى غدیر؛ از دور دست خاطره هاى آفتاب سوزان حجاز، صداى محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله به گوش مى ‏رسد. گویى استمداد میکند از زمان؛ گویى یاور مى‏ خواهد از تاریخ؛ گویى مى‏ خواهد خاک ‏هاى گرم غدیر را شاهد بگیرد بر این انتصاب آسمانى.

عید اکمال دین و سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علي بن ابيطالب علیهماالسلام بر ولي عصر ارواحنا فداه و جمله شیعیان وپیروان ولایتش خجسته باد.

ویژه نامه عيد سعيد غديرخم

کارت پستال به مناسبت عید غدیر

مجموعه تصاویر از منطقه غدیر خم

مولودی غدیربا نوای کریمی و میرداماد وسلحشور و ...

پیامک به مناسبت عید غدیر

بزرگترین کتابخانه تلفن همراه با موضوع غدیرخم

جدید ترین نرم افزار های تلفن همراه با موضوع غدیرخم

پایگاه مؤسسه جهانی سبطین علیهما السلام

لینک ثابت

ویژه نامه ولادت امام رضا علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

بعدِ ذاتِ واحدِ مطلق به هستی بی‌بدیلی

رسول الله تودر خلوتِ وحدت خلیلی

پیش هر صاحب نظر در صورت و معنا جمیلی

بر گزینِ دست یزدان از میان نخبگانی

شهر علمی، کوهِ حلمی، قُلزم عقل عقیلی

منبع اندیشه رود خروشان حیاتی

تا نام تو برده می‏شود، چراغ‏های صلوات، در جان لحظه ‏ها فروزان می‏شوند. تا فضیلتی از تو گفته می‏شود، دل‏ها از بوی گل محمدی زنده می‏شوند. یاد نویدبخش تو، درب‏های صبح را به رویِ ما می‏گشاید. قرآن تو، نزدیک‏ترین راه رهایی است و نهج‏الفصاحه‏ات، پاک‏ترین مبحث بندگی.

سلام بر امامی که صدق و راستی‏ اش، به «صادق» ملقب‏ اش کرد!سلام بر شکوفایی گل باغ ایمان که قیامی جهل‏ شکن، آغاز کرد؛سلام بر امام صادق علیه ‏السلام و مکتب نشر معارف دینی‏ اش! سلام بر سینه پر از دانش او که مأخذ عالی‏ترین و ناب‏ترین احادیث و اندیشه ‏های دینی و علمی است.

فرا رسیدن ١٧ ربیع الاول سالروز میلاد خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ، رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را به محضر امام عصر حضرت حجة ابن الحسن عسکری علیه آلاف التحیة و السلام و عموم شیعیان جهان تبریک عرض مینماییم .

 

ویژه نامه ولادت امام رضا علیه السلام

کارت پستال ولادت امام رضا علیه السلام

مجموعه تصاویر از حرم مطهر امام رضا علیه السلام / ضریح منور

گنبد طلایی - صحن انقلاب - صحن جمهوری اسلامی - صحن آزادی

مولودی ولادت امام رضا علیه السلام - روایت های شنیدنی

زیارت نامه امام رضا علیه السلام به صورت فلش

زیارت امام رضا (علیه السلام) با نوای مهدی صدقی

پیامک تبریک میلاد امام رضا علیه السلام

لینک ثابت
به نام خدا

من می خواهم در آینده شهید بشوم. برای این که....

معلم که خنده اش گرفته بود، پرید وسط حرف مهدی و گفت: «ببین مهدی جان! موضوع انشاء این بود که در آینده می خواهید چه کاره بشین. باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاً، پدر خودت چه کارست؟

آقا اجازه! شهید شده...

التماس دعا

لینک ثابت
امام جعفر صادق علیه السلام


۱۳۸۹


کتابخانه کتابخانه
مقاله ها مقاله ها

پیامک ها اسمس

  • هاشمی نژاد
  • شیخ احمد کافی
  • استاد فلسفی
  • فاطمی نیا
  • انصاریان

  • کتابخانه صوتی

    کتابخانه صوتی
  • اکبری شهادت امام صادقعلیه السلام
  • حدادیان شهادت امام صادقعلیه السلام
  • کریمی شهادت امام صادقعلیه السلام
  • مقدم شهادت امام صادق علیه السلام
  • مختاری شهادت امام صادقعلیه السلام
  • طاهری شهادت امام صادقعلیه السلام
  • بهمنی شهادت امام صادقعلیه السلام
  • علیمی شهادت امام صادقعلیه السلام
  • سلحشورشهادت امام صادقعلیه السلام
  • سیب سرخی شهادت امام صادقعلیه السلام
  • هلالی شهادت امام صادقعلیه السلام
  • خلج شهادت امام صادقعلیه السلام
  • میردامادشهادت امام صادقعلیه السلام
  • بنی فاطمه شهادت امام صادقعلیه السلام

  • مناسبت ها مناسبت امام صادق

    گالری عکس گالری عکس

    سخنرانی ادعیه وزیاراتادعیه و زیارات

    متن ادعیه به همراه صوت
    زیارت وگفتارهای شنیدنی




    نظر ها
    افزودن جدید جستجو
    لینک ثابت

    تمامی حقوق مادی و معنوی " سوزوکی هزار " برای " سوار " محفوظ می باشد!
    طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم